تبليغاتX
فرهنگ نوين

فرهنگ نوين

رساله عملیه با نگاهی جدید و همه جانبه

بسم الله النور

 

 

بيا تا گل بر افشانيم  و مي در ساغر اندازيم

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم

اگر غم  لشكر  انگيزد  كه  خون  عاشقان  ريزد

من و ساقي به هم سازيم و بنيادش بر اندازيم

 

 

 

1.       شناخت خداوند متعال بر هر كسي واجب است و زندگي بدون شناختن او حرام است.

2.    بر هر انساني واجب است كه نصف( سه دانگ)  زندگي خود را در اهميت خدا شناسي و دو دانگ آن را در اهميت اخلاق و  يك دانگ آن را در اهميت احكام عملي دين صرف كند.

3.  آموختن هر چيزي را كه ما را به شناخت خدا مي رساند واجب است و اگر به آن اهميت ندهيم ، كار حرامي مرتكب شده ايم.

4.      عبادت كردن و علم آموختن چون ما را با خدا آشنا مي سازد واجب است.

5.    اگر عبادتي يا علمي ، ما را با خدا آشنا نسازد ، لغو و بيهوده است و اگر انسان در هنگام عبادت يا آموختن علم توجهي به شناخت خدا نداشته باشد ، عبادتش باطل  و علمش گناه است.

6.    واجب است بدانيم كه همه موجودات جهان ، نشانه و اسمهاي خدا هستند ، مثل موجهاي دريا كه دريا را نشان مي دهند.

7.    واجب است بدانيم كه هر كدام از موجودات جهان بخشي از عظمت خدا را نشان مي دهند و اگر همه  اسمهاي خداوند را در نظر بگيريم كه شامل همه چيز باشد ، اسم الله بر آن مصداق پيدا مي كند.

8.    واجب است بدانيم كه در نظر گرفتن خدا بدون توجه به اسمهايش ( موجودات) اسم هو و در نظر گرفتن اسمهاي خدا بدون او ، اسم موجودات عادي و در نظر گرفتن اسمهاي خدا و خود خدا اسم الله بر آن صدق مي كند.

9.    واجب است كه بدانيم تمام پيامبران فقط براي يك چيز آمده اند و آن اين كه به ما بفهمانند كه موجودات جهان چه رابطه اي با خدا دارند و آمده اند كه خدا را معرفي  كنند و از ديدن موجودات كه اسمهاي خدا هستند به خود خدا راه پيدا كنند همانطور كه از ديدن موجهاي دريا با خود دريا آشنا مي شويم.

10.      واجب است كه از موجودات كثير جهان به وحدت خدا برسيم يعني وحدت را در كثرت ببينيم ، همانطور كه در موجهاي فراوان دريا ،  فقط دريا را بايد  ببينيم.

11.      واجب است بدانيم كه همه موجودات جهان ، چه جمادات يا گياهان و يا حيوانات  و انسان داراي شعورند ، اما شعور در آنها از كم تا زياد تقسيم شده است ، بنا بر اين همه موجودات مي فهمند و درك دارند و مي شناسند و حرف مي زنند و انسان بالاترين درجه شعور را دارد ، اين بدان معناست كه اسمهاي خدا در جهان  چهار نوعند و هر كدام به اندازه درجه كمال خود ، خدا را نشان مي دهند و انسان كه كاملترين آنهاست بر بقيه موجودات حاكم است و جانشين خدا در زمين.

12.     واجب است هر انساني بداند كه به هرچه بنگرد گويا بر خدا مي نگرد ، همچنانكه وقتي بر يك كلمه اي مي نگرد در حقيقت به معناي آن كلمه توجه مي كند و  نه به حروف كلمه ، همچنانكه حروف ، اسم معنا هستند ، موجودات جهان هم اسم خدا هستند.

13.              واجب است انسانها بدانند كه هميشه و همه جا نزد خدا هستند ، همانند موجها كه نزد دريا هستند.

14.      هر انساني واجب است بداند كه امانت مهمي كه خدا نزد او سپرده است ، اختيار و آزادي در اعمال و ولايت است ، بگونه اي كه هرچه انسان بخواهد مي تواند انجام دهد برخلاف ديگر موجودات و بايد از اين امانت بدرستي و در راههاي شايسته استفاده كند ، هرچند استفاده نادرست هم از اين قدرت و اختيار ممكن است ، ولي فقط بايد در راه خير به كار گيرد وگرنه به جاي پاداش ، كيفر مي بيند.

15.  واجب است بدانيم كه همه اشياء و صفات و خواص آنها ، اسماء و صفات خداوند هستند و خداوند هميشه در حجاب اين اسماء و صفات است.

16.       واجب است بدانيم كه اگر اسم خدا را از اشياء جدا كنند ، هيچ مي شوند و به عبارت ديگر ، همه چيز با اسم خدا چيز است.

17.      واجب است بدانيم كه جز خداي تبارك و تعالي چيزي نيست و هرچه هست اوست ، جلوه ها و اسمها هم ظهور اوست.

18.      واجب است بدانيم كه همه چيز اسم خداست ، شما خودتان اسم خدا هستيد ، زبانتان هم اسم خداست ، دستتان هم اسم خداست ، وقتي از جايي به جايي مي رويد هم با اسم خدا مي رويد و در يك كلام ، همه چيز اسم الله است و اسم در مسماي خودش فاني است.

19.      واجب است بدانيم كه از هرچيزي كه تعريف و تمجيد كنيم ، اين تعريف و تمجيد خداست ، زيرا هر موجودي اسم خداست و خودش چيزي نيست ، موج دريا ، همان درياست.

20.       بايد بدانيم كه مستقل ديدن موجودات ، حجابهاي ظلماني هستند و موجودات را نشانه و اسم خدا ديدن ، حجابهاي نوراني هستند و بر همه واجب است كه هم حجابهاي ظلماني و هم حجابهاي نوراني را ناديده بگيرند تا حق را با همه شكوه و عظمتش مشاهده كنند و آن وقت مي فهمند همه موجوادت سرابند  و خدا همه چيز.

21.      واجب است كه جهان را خيال اندر خيال و اعتبار اندر اعتبار و همه موجودات را غرق و  فاني در خدا بدانيم ، همچنانكه موج فاني در درياست و  بايد با چشم راست وحدت ( خدا ) را  و با چشم چپ  كثرت ( موجودات)  را  ببينيم ، اما بايد نگاه چشم راست و وحدت و ديدن خدا بر ديدن كثرت غلبه كند.

22.     واجب است كه بدانيم پيامبران و امامان ، انسانهايي مانند انسانهاي ديگر هستند كه در اثر شدت ايمان و تدين و عمل به دستورات خدا و خودسازي و تهجد و دوري از گناه ، بتدريج به مقام و درجه اي از ايمان مي رسند كه يك انسان كامل در آن مقام قرار مي گيرد و وقتي كه به آن  رسيد معصوم مي شود و خطا و گناه از او محال است كه سر بزند و هر آنچه بگويد يا انجام بدهد يا تقرير كند صحيح و براي ديگر انسانها حجت شرعي مي شود.

23.      واجب است بدانيم كه وقتي انساني در مسير تكاملي خود به درجه عصمت مي رسد ، اگر اراده كند ، هر نوع كاري از او ساخته است و همه موجودات جهان ، مطيع امر او  مي شوند و اين كار براي پيامبران معجزه و براي غير پيامبر كرامت و خرق عادت ناميده مي شود.

24.      واجب است بدانيم كه مسير تكاملي در جهان از كم ارزشترين موجودات كه جمادات هستند شروع و به خدا ختم مي شود. هرچه به سوي خدا به پيش مي رويم بر ارزش و قدرت ما افزوده مي گردد ، به گونه اي كه وقتي انساني به مقام عصمت و ولايت تامه مي رسد ، بر همه چيز حاكم مي شود و ديگراني كه قبل از اين مقام هم قرار مي گيرند ، مانند اولياء الله  ،داراي كرامت مي شوند.

25.واجب است كه در نماز وقتي صراط المستقيم را بر زبان مي آوريم ، مقصود آن را با ياد آوري قضيه غدير خم و رهبري حضرت علي(ع) و امامان اثني عشر(ع) براي خود بيان كنيم.

26.     واجب است كه هر انسان مكلفي بداند كه بر جهان قانون قضا و قدر حاكم است و خداوند ، هر كاري را بر همين اساس مرتب كرده است به اين معني كه قدر و تعيين اندازه و مقدار به دست و اختيار انسان سپرده شده است و هر آنچه را كه انسان تقدير كند و  بر گزيند ، همان خواست ، توسط خدا انجام مي گيرد و هيچ انساني مجبور نيست ، بلكه همان خواست او اجرا مي شود و اين اجرا ، قضاي الهي است. به عبارت ديگر قدر به دست انسان است و اجراي آن يا قضا ء به دست خدا.

27.     واجب است كه انسان در هر هفته حد اقل يك ساعت به تفكر بپردازد كه كيست و چيست و از كجا آمده است و چه بايد بكند و بعد از اين به كجا خواهد رفت و ...

28.     واجب است انسان بداند كه هميشه دو فرشته همراه او هستند كه يكي كارهاي خوب و ديگري كارهاي بد او را مي نويسد و در قيامت به آنها رسيدگي مي شود.

29.      واجب است انسان بداند كه تنها دين و مكتب قابل قبول براي خدا ، آن مكتب و ديني است كه بر آخرين پيامبر يعني حضرت محمد(ص) نازل شده است و مهمتر از همه ، آخرين حكم خدا در واقعه غدير است.

30.      مستحب است انسان بداند كه هر توقعي كه از خدا داشته باشد ، اگر به اين توقع باور و ايمان پيدا كند ، خداوند به او عطا مي كند.

31.      واجب است انسان بداند كه زندگي دنيا مقدمه زندگي واقعي انسان است و زندگي اصلي انسان بعد از مرگ شروع مي شود و دنيا مانند پلي است كه ما را به زندگي آن دنيا مي رساند.

32.      واجب است انسان بداند كه زندگي بعد از مرگ خود را بايد در همين دنيا بسازد و مصالح ساختماني بهشت ، عقايد و اخلاق و اعمال انسان است و مطابق مكتب آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) و به همه سفارشهاي او خصوصا آخرين سفارشش در مورد جانشين خود بايد پاي بند باشد و اگر حتي يك دستور از عقايد را قبول نكند ، دينش ناقص است.

33.            واجب است بدانيم كه مرگ ترسناك نيست و مانند خوابي است كه هر شب آن را تجربه مي كنيم.

34.     واجب است بدانيم كه خدا مهربانتر از آن است كه اندازه آن را بدانيم و با هر بهانه اي مي خواهد ما را به بهشت ببرد.

35.واجب است كه بدانيم كه فقط دو گروه تا ابد در جهنم باقي مي مانند ، قاتل ظالم و انسان مشرك و بقيه ، هرچند گناهان زيادي هم كرده باشند ، پس از مدتي كه در جهنم عذاب شدند به بهشت مي روند.

36.      واجب است بدانيم كه مهمترين گناه در جهان خلقت ، گناه عقيدتي است و آن اينكه به سخنان و دستورات آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) توجه نكنيم.

37.      واجب است بدانيم كه درجات بهشت و جهنم ، بر اساس توجه به دستورات آخرين پيامبر خدا حضرت محمد(ص) به انسانها داده مي شود.

38.             واجب است بدانيم كه خدا هميشه نزد ماست ، همچنانكه دريا هميشه نزد امواجش مي باشد.

39.      واجب است بدانيم كه به هرچه بنگريم ، به خدا نگريسته ايم ، زيرا همه چيز اسم خدا و جلوه اوست ، همچنانكه وقتي به موج دريا مي نگريم ، در حقيقت به دريا نگريسته ايم.

40.      واجب است بدانيم كه پيامبران و ائمه (ع) بندگان خدا هستند كه بر اثر بندگي خدا  و رعايت دستورات الهي و تلبس به اسماء حسناي الهي و كامل شدن و تجلي اسماي الهي در آنها به اين مقام رسيده اند.

41.      واجب است بدانيم كه همه انسانها مي توانند و بايد به مقامهاي عالي معنوي برسند و هيچ مانعي براي رسيدن به كمال نهايي از طرف خداوند نيست و فقط بستگي به عمل و همت انسان دارد و عنايت خداوند  شامل همه است و هرچه انسان در مقام انساني بالاتر رود ، عنايت خاص خدا هم بيشتر مي شود.

42.      واجب است كه بدانيم خداوند مي خواهد همه انسانها ، كامل و در حد معصوم شوند تا هدف خلقت محقق گردد و اسماء الهي به طور كامل در همه انسانها تجلي كند و همه چيز الهي شود.

43.     واجب است كه انسان بداند كه تمام لحظات زندگي دنيا در بلا و سختي پيچيده شده است تا انسان متكاملتر شود ، زيرا راحتي و رفاه ، شخصيت انسان را سست و ناتوان مي كند.

44.      واجب است انسان بداند كه لذتها و خوشيهاي دنيا واقعي نيستند و لذت واقعي بعد از مرگ نصيب انسان مي شود و هرگز لذت واقعي در اين دنيا درك نمي گردد.

45. مستحب است كه انسان بداند ، داشتن بهترين زندگي دنيايي از همه نظر ، فقط تا 40 شبانه روز ، براي انسان اذتبخش است و بعد از آن تكراري و بي مزه مي شود.

46.        واجب است انسان بداند كه اگر در دين و مكتبي ، حتي يك خطا وجود داشت ، آن دين و مرام و مذهب ، باطل است ، زيرا خداوند خطا نمي كند و مطابق عقل و عاطفه و امور عادي دنيايي فرمان مي دهد.

47.      واجب است انسان بداند كه تعاليم اسلام در سه موضوع عقايد و اخلاق و احكام عملي ( فقه) خلاصه مي شود و مهمترين تعاليم اول عقايد و بعد اخلاق و سپس احكام است و اگر حتي يك عقيده را از عقايد اصلي اسلام را قبول نكنيم ، از دين اسلام خارج شده ايم و موجب كفر مي گردد.

48.      واجب است بدانيم كه دين يهود به رهبري حضرت موسي(ع) و دين مسيحيت به رهبري حضرت عيسي ( ع) از طرف خداوند بوده اند و مانند رتبه هاي درسي براي بشريت مي باشند كه دين يهود ، كلاس ابتدايي دين و دين مسيحيت كلاس دوره راهنمايي دين و دين اسلام آخرين رتبه كلاس دين بوده است. حضرت موسي (ع) در كتاب توراتش آمدن حضرت عيسي(ع) يا ماشيح را مژده داده است و حضرت عيسي(ع) در كتاب انجيلش ، آمدن حضرت محمد(ص) يا فارقليطا را مژده داده است و حضرت محمد(ص) در كتابش قرآن كه تا روز قيامت كتاب زندگي خواهد بود ، جانشين خود را با ابلاغ روز غدير و ديگر سفارشات معين كرده است.

49.      واجب است بدانيم كه هر آنچه را كه پيامبر در زمان خود و يا امام معصوم در زمان خود مي گويد ، همانا گفته خداست ، زيرا معصوم جانشين و خليفه تام خداوند است و براي همه انسانها حجت است.

50. واجب است بدانيم كه در زمان غيبت ، براي شناختن عقايد و اخلاق و احكام ديني و در اموري كه نياز به شناخت دستور نوين دين در زمانهاي مختلف را داريم بايد به جانشينان پيامبر و امام معصوم در علم دين يعني علماي رباني مراجعه كنيم كه آنان نزد خداوند حجت دين هستند.

51. واجب است كه بدانيم اگر از مال و فرزندان و امكانات و موقعيت دنيا براي خدا و آخرتمان استفاده نكنيم ، آنها را مفت از دست مي دهيم و لذت و خوشي آنها تمام مي شود و به خاطر به كار نگرفتن آنها در راه خدا محاكمه خواهيم شد.

52.مستحب است كه انسان بداند ، شادي و نشاط روحي ، در كمتر مصرف كردن از متاع دنياست.

53.مستحب است بدانيم كه هرچه تزلزل روحي در ابتداي زندگي بيشتر باشد ، در ادامه زندگي ، تسلط و قدرت روحي بيشتر مي شود.

54.واجب است بدانيم كه هرچه را بيشتر تكرار و تمرين كنيم ، در ما ايجاد مي شود و اگر ضد آن را انجام دهيم ، از وجود ما بيرون خواهد رفت.

55. واجب است بدانيم كه اگر انسان با تقوا و مومن و زاهد باشد ، هرچند درس نخوانده باشد ، عالم و دانشمند خواهد شد.

56.واجب است بدانيم كه معارف دين براي كساني هم دردنيا و هم در آخرت فايده خواهد داشت كه با تقوا و مومن باشند.

57.واجب است بدانيم كه خداوند ، هيچ چيزي را در اين جهان بيهوده و بي فايده نيافريده است.

58.مطالعه كتابهاي عرفاني و اشعار عارفان مستحب است.

59.واجب است انسان بداند كه هيچ كس جز خودش نمي تواند ، زندگي اش را از نظر مادي و معنوي ، بسازد يا خراب كند.

60.     واجب است ، آنچه را كه انسان از خدا مي خواهد مطمئن باشد كه به او مي دهد و حرام است كه خيال كند خدا به او نخواهد داد ، البته بايد چيزي را كه از خدا مي خواهد دقيقا مشخص كند كه چه مقدار مي خواهد و تا چه زماني بايد به آن برسد.

61.     واجب است بدانيم كه زمين و زمان گوش به فرمان انسان آفريده شده است و آنها مامورند كه دستورات انسان را به امر خدا انجام دهند و اگر انسان از اين موقعيت استفاد نكند دچار خسران شده است.

62.     واجب است بدانيم كه هيچ انساني بر انسان ديگر برتري و شرافت ندارد ، مگر به داشتن توجه بيشتر به خدا و خدايي تر بودن و همه انسانها با هم مساوي هستند و مي توانند با استفاده از اسماء حسناي خداوند ، خود را به درگاه ربوبيت نزديك سازند و هيچ مانعي جز خود انسان كه استفاده بكند يا نكند وجود ندارد. هر كس خوبي بيشتري در خود ايجاد كند و بديهايش را كمتر كند ، او به خدا نزديكتر شده است.

63.     واجب است بدانيم كه خداوند ، اختيار غمها و شادي انسان را به خود انسان واگذار كرده است ، يعني هر احساسي كه انسان بكند ، همان وضعيت برايش پيش مي آيد ، اگر احساس غم بكند ، غمگين خواهند شد ، هرچند در اوج شادي باشد و اگر احساس شادي بكند ، شاد خواهد شد ، هرچند در غرقاب غم باشد.

64.     واجب است بدانيم كه در حالت عادي ، خداوند متعال غمها و شاديهاي زندگي هر انساني را مساوي آفريده است ، يعني غمهاي انسان در طول زندگي اش برابر است با شادي هاي او و نيز غمهاي او برابر غمهاي همه افراد ديگر و شاديهايش هم برابر شايهاي ديگران خواهد بود.

65.حرام است كه فكر كنيم درزندگي به ما ظلم شده است ، زيرا خداوند همه امكانات را براي انسان آفريده است و اگر انسان احساس ظلم مي كند ، چون خودش نخواسته است كه زندگي اش ، چه از نظر مادي و چه معنوي درست شود ، اگر فقط بخواهد كه درست شود ، درست مي شود ، نيازي نيست كه جز خواستن با اطمينان ،كار ديگري بكند ، چون قدرت كاري ندارد و وظيفه او فقط خواستن و امر كردن جدي است و كائنات هم به امر خداوند ، مامورند كه خواسته انسان را انجامدهند.

66.     واجب است كه بدانيم ، معارف دين مانند يك داروخانه است كه همه نوع دارو براي همه نوع بيماري در آن وجود دارد ، اما بايد داروهاي مخصوص هر بيماري و مقدار مشخص آن را بدانيم و مصرف كنيم تا بهبودي حاصل شود ، هر دارويي ، براي هر مريضي و به هر مقدار و در هر زماني نمي تواند موثر باشد و چه بسا كه باعث مرگ و يا بيماري لاعلاج ديگر هم بشود.

67.     حرام است ، كسي كه خود طعم و لذت دين را نچشيده است به آموزش دين بپردازد و به گفتن يك سري معلومات خشك و بي روح اكتفا كند ، به اميد اينكه اين معارف به تنهايي كاري بكند.

68.     مراجعه كردن به افرادي كه تكبر و خشونت و بدبيني و خودبرتر بيني و جلال و شكوه تصنعي و ديگر صفات غير قابل قبول براي عالمان ديني را در آنها مشاهده مي كنيم ، حرام است.

69.     واجب است براي آموختن تعاليم ديني ، به عالماني مراجعه كنيم كه با صفا و متواضع و مهربان و خاكي و مردمي و پناه دلها و به همه چيز خوشبين و بيش از پدر دلسوز و دوست داشتني و خطاپوش و بي منت و همه اين صفات را نه براي پيدا كردن جايگاه در دل مردم ، بلكه واقعا اينگونه باشد و به تمام معنا ، نشانه و آيت خدا در روي زمين باشد.

70.     واجب است بدانيم كه همه ما هميشه در حضور خدا هستيم و لحظه اي از غايب نمي شويم و او هم غايب نمي شود.

71.     واجب است بدانيم كه همه جهان اسم الله است و همه موجودات جهان ، نشانه ذات مقدس حق تعالي  و نور الله هستند.

72.     واجب است ، انسان به هرچه بنگرد ، آن را مستقل نداند و نشانه اي از خدا و موجي از درياي خدا بداند و تقواي واقعي اين است كه از ديدن موجودات به گونه اي مستقل پرهيز كنيم.

73.     مسامحه در انتخاب مرجع ديني حرام است و اندك اشتباه و ناديده گرفتن كمترين خطا در اين زمينه ، خطرات جبران ناپذيري در امور دنيا و آخرت انسان پديد مي آورد ، عالم ديني بايد به لباب دين راه يافته باشد كه بتواند ، جلودار راه دين باشد.

74.     اموري كه بر مردم عادي مكروه است ، بر عالمان ديني حرام است و چيزهايي كه براي مردم عادي ترك اولي است ، بر عالمان ديني مكروه است و چيزهايي بر مردم عادي مباح است ، بر عالمان ترك اولي است.

75.انجام يك مورد حرام و يا تكرار مكروه از طرف عالمان ديني ، آنان را از شانيت عام ديني مي اندازد و رجوع مردم به آنان حرام است.

76.     جلوه دادن ظاهر ، مانند تنظيم محاسن به گونه اي خاص كه جلب اعتماد و موقعيت كند و نيز پوشيدن لباس و ملحقات آن كه به خود تقدس ببخشد ، حرام است.

77.     واجب است ، بنا را بر اين بدانيم كه همه انسانها بايد به يك انسان كامل در حد يك معصوم برسند و به حد اقل اكتفا نكنيم و هر نوع تفكري غير از اين حرام است و سد راه انسانيت.

78.            آموختن مسايل ديني اسلام به عنوان آخرين دين مورد قبول خداوند  بر همه واجب است.

79.     واجب است انسان بداند كه اگر خودش ، نقشه خاصي را براي زندگي مادي و معنوي خود ترسيم نكند ، هيچكس آن كار را براي او نخواهد كرد و اگر چنين كرد ، هيچ كس نمي تواند از اجراي آن نقشه جلوگيري كند ، جز عدم ترسيم خودش و خدا هم هرگز قرار نيست كه براي فردي نقشه خاصي بكشد چون با دادن اختيار به انسان ، اين كار فقط به خود شخص واگذار شده است و اگر نقشه نكشد به اختياري كه خدا به او داده است ونيز به همه كائنات خداوند خيانت كرده است ، زيرا  از آنها به عنوان امكانات پيشرفت خود استفاده نكرده است.

80.      واجب است بدانيم كه همه موجودات ، چه جماد و چه نبات و چه حيوان ، داراي شعور هستند و مي بينند و مي شنوند و ... اما درجه شعورشان از انسان كمتر است و نمي توانند پاسخ بدهند ، اما در نزد خود همه چيز را ضبط و حفظ مي كنند ، بنا بر اين حرام است كه به موجودات خدا توهين كنيم و در نظر داشته باشيم كه در قيامت كارهاي ما را شهادت مي دهند.

81.     حرام است كه معارف دين و اولياي خدا را به گونه اي دست نيافتني و دور از دسترس بشر معرفي كنيم كه مردم را از هر گونه همساني با آنان مايوس كنيم و انجام عبادت و دعا را توسط معصوم براي آموزش دادن به بندگان بدانيم و خودشان را اجل از عبادت كردن و مافوق بشر بدانيم.

82.     حرام است كه خود را در معرفي دين و معارف آن كاسه داغتر از آش بدانيم و زوايد غير شرعي و غلو آميز بر احكام و اولياي دين بيفزاييم.

83.     در مباحث و معارف ديني ، بدون دليل و با دلايل كلي و مبهم حرام است كه ديگران را متهم به انحراف و عدم رعايت موازين و مباني دين كنيم ، مگر با دلايل واضح و مورد قبول.

84.            واجب است كه هر آنچه را به آن يقين نداريم ، هرچند از  مشهورات باشد ، بدون دليل نه رد كنيم و نه قبول.

85.حرام است كه دلايل اجتهادي را در مقابل دلايل شرعي قرآن و احاديث قرار دهيم.

86.            بر مومنان حرام است كه شك كنند كه آنچه را از خدا مي خواهند به آنها ندهد.

87.     واجب است كه مردم ، دنيا را فرصتي بدانند كه خداوند متعال و مهربان در اختيار آنان قرار داده است و در اينجا بايد با قدرت اختيار و گزينشي كه خدا به آنها داده است ، زندگي دنيا و آخرتشان را بسازند و خداوند خودش در اراده و اختيارشان دخالت نمي كند چون قرار است هركس خودش تصميم خود را در مورد دنيا و آخرت بگيرد و خداوند فقط همه امكانات لازم را به فرمان انسان قرار داده است و هرچه بخواهد مي تواند همه جهان را در خدمت خود بگيرد و اگر انسان از اين موقعيت و اختيار استفاده نكند و منتظر باشد كه خدا برايش تصميم بگيرد يا ديگران ، راه به جايي نمي برد ، زيرا خداوند همه وسايل را برايش آماده كرده كه خودش تصميم بگير و هرچه تصميم بگيرد هم مي شود ، چه خوب و چه بد ، اما خدا دستور خوبي و بدي را هم فرستاد و اعلام كرده است كه خوبي ها پاداش و بهشت و بدي ها عذاب و جهنم دارد ، ولي هيچكس را مجبور نمي كنم كه خوبي كند يا بدي ، با اختيار خودتان خوب يا بد باشيد ، دستتان كاملا باز است ، اما خوبي و بدي ، هر كدام آثار خودش را در دنيا و در آخرت دارند.

88.     حرام است ، كسي را كه از طرف خدا و معصوم تاييد نشده است ، در رديف آنان قبول كنيم ، مگر در قالب عقود عمومي اسلام.

89.     واجب است در جامعه فقط احكام آخرين نسخه تاييد شده اسلام در روز غدير اجرا گردد و غير از آن حرام است.

90.     در زمان غيبت ، عرف متشرعه آخرين نسخه دين بر جامعه حاكم قابل قبول است ،  اين عرف حجت است و براي فردي در مقابل اين عرف ، حق ابراز راي وجود ندارد ، هرچند حاكم جامعه.

91.       هر كس عمدا يكي از دستورات واجب خدا را انجام ندهد ، دچار فسق شده است  و بايد در معاشرت و تعامل با او تجديد نظر كنيم.

92.     هنگام بلند شدن از سر جاي خود ، مستحب است كه به ياد بياوريم كه با قدرت خدا  در حال بلند شدن هستيم. 

 

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

2.     پارتي بازي حرام است و اگر دو نفر عادل بر آن شهادت دهند ، عامل پارتي بازي صلاحيت آن مسئوليت را از دست مي دهد و بايد بر كنار گردد.

3.     بيدار ماندن بعد از اينكه 4 ساعت از اذان مغرب بگذرد و نير خوابيدن بعد از نماز صبح مكروه است.

4.     خوابيدن نيم ساعت قبل از اذان ظهر مستحب است.

5.     تحمل كردن ظلم بيش از سه بار از يك نفر حرام است.

6.     احترام گذاشتن به كسي كه احترام ما را نگه نمي دارد ، حرام است.

7.     در هر حالتي ، بي احترامي كردن به پدر و مادر و جد و جده ، حرام است.

8.  دعا كردن بدون باور كردن اجابت آن و از روي نا اميدي حرام است و بايد دعاكننده پس از دعا ، حالت كسي را داشته باشد كه آن دعا در حق او اجابت شده است و در اين حالت بماند.

9.     حرام است كه  انسان چيزي را از خدا بخواهد و گمان كند كه بر آورده نخواهد شد. 

10.            ساختن حسينيه و تكيه در محله اي كه مسجد وجود دارد حرام است.

11.            غصه خوردن براي امور دنيايي مانند فقر و امكانات زندگي و شغل ، حرام است.

12.            چشم زدن ديگران حرام است و بايد با توجيهات مثبت خوبي هاي ديگران را ببينيم.

13.            در هر شبانه روز بيش از 6 ساعت به كار و تحصيل پول پرداختن حرام است و بايد 24 ساعت خود را در 4 نوبت تقسيم كند ، 6 ساعت براي استراحت ، 6 ساعت براي معاشرت با دوستان و 6 ساعت براي راز و نياز با خدا و عبادت و 6 ساعت تحصيل پول.

14.     داشتن بيش از يك مورد از امكانات اصلي زندگي مانند ماشين و خانه و كارخانه و باغ ، حرام است ، مگر اينكه به بستگان خود ببخشد و يا محل درآمدش باشد.

15.     لباسهاي نوي كه خانمها براي عروسي تهيه مي كنند ، حد اقل بايد در سه عروسي جداگانه بپوشند و كمتر از آن حرام است و نيز مستحب است كه اين لباسها را با هم مبادله كنند.

16.     شنيدن ترانه با خوانندگي زن يا مرد ، اگر كلمات ضد اخلاقي و ضد ديني در آن نباشد براي زن و مرد اشكال ندارد.

17.             رقص زن  و مرد براي زن و مرد اگر مقدمه حرام نباشد ، اشكال ندارد.

18.            خوردن غذاهاي چرب بيش از دوبار در هفته مكروه است.

19.             داشتن برنامه غذايي مكتوب و نيز برنامه معاشرت و كار و عبادت مستحب است.

20.            مسواك زدن در هر شبانه روز حد اقل يك بار واجب و بعد از هر غدا مستحب است.

21.            داشتن بيش از سه دست لباس مكروه است.

22.            جر و بحث كردن والدين در حضور كودكان كمتر از 14 سال مكروه است.

23.            شناختن و معاشرت با همسايگان از هر طرف 7 همسايه و نيز 7 همسايه روبرو مستحب است.

24.     شركت در راهپيمايي روز قدس و اعلام انزجار از ظلم اسرائيل تا زمان نابودي اين ظلم مستحب است و بي اعتنايي به آن ارزش روز را از بين مي برد.

25.            نماز خواند بايد حالت آرامش كامل جسمي و روحي انجام شود ، هرچند اول وقت نباشد.

26.            بر هر مسلمان مكلف واجب است كه  در هر سال حد اقل دو جلدكتاب براي رشد فرهنگي  و ديني خود مطالعه كند.

27.     بر هر مسمان مكلف واجب است كه حد اقل در هر دو سال يك بار براي زيارت امام رضا(ع) به مشهد مشرف شود.

28.     بر هر مسلمان مكلف واجب است كه در انتخابات كشور و محل خود شركت كند و افراد شايسته را براي اداره كشور انتخاب كند.

29.     بر هر مسلمان مكلف واجب است كه از هر كس بخصوص مسئولان جامعه اگر خطايي ديد بدون ترس در مقابل آن قد علم كند و بپرسد تا علت آن را بفهمد.

30.            مكروه است كه انسان خود را از ديگران كمتر يا بيشتر بداند.

31.            استعمال هر نوع ماده مخدر چه دودي يا قرصي و غيره حرام است.

32.     داشتن مرجع ديني كه همه احكام دين را در زمينه عقايد و اخلاق و احكام عملي با توجه به ميزان اهميت آنها بيان كند براي هر مكلفي واجب است.

33.     واجب است كه مملكت در زمان غيبت معصوم(ع) با ولايت عمومي و نظارت حوزه علميه اداره شود ( المومنون بعضهم اولياء بعض ... كلكم راع و كلكم مسئول ... هدف دين تكامل انسانهاست  و غيبت معصوم زمينه بالندگي بشر و تجربه ايستادن روي پاي خود است ... سيره عقلا هم حاكميت مردم بر مردم است ... تجربه هم اين را تاييد مي كند)

34.     واجب است كه حوزه علميه به عنوان پايگاه دين ، بر روند مملكت داري و اجراي احكام اسلام در كشور نظارت كند و براي اين منظور ، مجلس نظارت متشكل از 75 نفر از نخبگان حوزوي كه توسط طلاب پايه 8 به بعد به صورت سراسري  و به مدت 5 سال انتخاب مي شوند ، تشكيل دهد.

35.     واجب است كانديداهاي انتخابات مجلس نظارت به سطح درس خارج رسيده باشند و حد اقل دو بار در مصاحبه درس خارج شركت كرده و قبول شده باشند و شرايط ديگري جز راي عمومي طلاب براي رد يا تاييد صلاحيت وجود ندارد.

36.     واجب است ، كساني كه در شيوه كانديداتوري و تبليغات و راي گيري ، شيوه هاي مرسوم دنيا كه همراه با حيله و نيرنگ و خلاف مروت است به كار بگيرند از طرف عموم طلاب بايكوت شوند و اگر به گونه اي آشكار و غير قابل گذشت باشد ، از طرف هيئت اجرايي بايد آن مورد ابطال شود و براي هميشه از كانديداتوري مجلس نظارت محروم گردد.

37.     واجب است كسي كه عضو مجلس نظارت است در هيچ مسئوليت اجرايي دولتي و قضايي  و تقنيني و نظامي مسئوليت نپذيرد.

38.     واجب است كه مجلس نظارت ، رئيس قوه قضائيه را و فرمانده كل قوا را و فقهاي شوراي نگهبان را و رئيس سازمان تبليغات و رئيس حوزه علميه را و رئيس ائمه جمعه و جماعات را و رئيس آموزش معارف عمومي و بازرسي كل كشور و رئيس صدا و سيما و ديگر امور عمومي را خود انتخاب كند.

39.     واجب است كه رئيس جمهور با راي مستقيم مردم به عنوان مدير اجرايي كشور و مبسوط اليد در همه چيز جز در اموري كه به قواي ديگر و مجلس نظارت مربوط مي شود عمل كند و هيچ شخصيت حقيقي و حقوقي حق دخالت در كار دولت را جز از راه قانوني اش ندارد.

40.     واجب است كه نمايندگان مجلس شوراي با راي مستقيم مردم انتخاب مي شوند و بر همه چيز حق نظارت و سوال دارند ، حتي بر مجلس نظارت.

41.     رد و تاييد صلاحيت كانديداهاي رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي با شوراي نگهبان است وحرام است كه معياري جز معيارهاي عمومي( مدرك ، سن ، تابعيت ، سلامت و براي رد يا تاييد صلاحيت آنها به كار برود.

42.     هنگام ورود افراد به يك مكان ، بلند شدن افرادي كه در آن مجلس نشسته اند به احترام فرد يا افراد وارد شونده مكروه است.

43.     كسي كه وارد مجلسي مي شود ، مكروه است كه به طرف صدر مجلس برود كه برايش جا باز كنند.

44.            مستحب است در اولين جايي كه خالي است انسان در مجلس بنشيند.

45.     براي كسي كه وارد مجلسي مي شود ، مستحب است كه در حال نشسته احترام و ارادت خود را اظهار كند.

46.            مكروه است كه تا كسي كه وارد مجلس شده سلام نكند ، جواب سخنش را بدهيم.

47.     مستحب است كسي كه وارد مجلسي شود و سخنران در حال صحبت است يا به گونه اي ديگر حواس مردم جلب شده است ، فقط با اشاره سلام كند.

48.            مستحب است در رودي مجلس از پشت جمعيت باشد تا توجه مردم به تازه واردان جلب نشود.

49.            مستحب است در مجالس رسمي ، دو زانو يا يك زانو بنشينيم و چهار زانو نشستن مكروه است.

50.     صحبت كردن با بغل دستي در مجلسي كه توجه همه مردم به موضوعي جلب شده است ، مكروه است.

51.            مستحب است هنگام سخنراني توجه و نگاه ما به سوي سخنران باشد.

52.     صحبت كردن در مجالس رسمي بيش از 30دقيقه مكروه است ، مگر اينكه سخنران عوض شود يا برنامه ديگري اجرا شود و دوباره به سخنراني ادامه دهد.

53.     اگر سخنران خستگي و عدم تمايل مردم براي سخنراني را حس كند ، حرام است كه به سخنراني خود ادامه دهد.

54.            پذيرايي از مردم در حال سخنراني مكروه است.

55.     مستحب است كه هنگام وارد شدن به مكان مقدس ومطلوب ، ابتدا كساني كه سمت راست هستند وارد شوند و هنگام خروج از آن ابتدا كساني خارج شوند كه در سمت چپ قرار دارند و در وارد شدن به مكان غير مطلوب ، بر عكس اين مورد عمل شود.

56.            در هنگام سخنراني ، بلند شدن و رفتن مكروه است.

57.     در هنگام سخنراني مكروه است كه سخنران به خاطر ورود فردي يا افرادي هرچند بزرگ ، سخنراني را قطع و ورود آنان را اعلام كند.

58.     مستحب است وقتي به ديدار افرادي مي رويم يا آنها به ديدار ما مي آيند ، با همه يكسان حال و احوال كنيم.

59.            صحبت كردن با مبايل در مجلسي كه در حال اجراي سخنراني و برنامه است ، مكروه است.

60.            انجام دادن كاري كه ديگري متوجه حضور ما شود و سلام كند ، مكروه است.

61.            سلام كردن به كسي كه سلام كردن ما ، مفسده اي در او يا در ما ايجاد كند مكروه است.

62.     مستحب است ابتدا كسي كه شان بالاتري دارد سلام كند تا طرف مقابل بداند كه در امنيت و سلامت است و گزندي به او نمي رسد.

63.            مستحب است كه در مجالس رسمي ، آراسته و معطر شركت كنيم.

64.     مكروه است كه در دعوت كردن از افراد به مهماني و مراسم ، تبعيض قائل شويم و بايد همه افراد هم سطح در هر زمينه اي را دعوت كنيم.

65.            صدر و ذيل قائل شدن براي مجلس مكروه است.

66.     در جايي كه همه حاضران ، گوينده را مي بينند  ، مكروه است كه در رتبه بالاتري براي سخنراني بنشيند.

67.            مستحب است ، كه شنوندگان در رتبه بالاتري از سخنران باشند ، مانند آمفي تئاتر.

68.            بيخ گوشي صحبت كردن در مجلس ، چه در حال سخنراني يا غير آن مكروه است.

69.     اگر كسي بيخ گوشي صحبت كرد ، واجب است كه به همه اعلام كند يا همه بفهمند كه چه گفته است.

70.     سخنران يا مجري برنامه ها ، مكروه است كه از حاضران بخواهد كه شعاري بدهند يا در تكرار شعاري او را ياري رسانند ، اما اگر خود مردم خواستند ، جايز و بلكه مستحب است كه ياري كنند.

71.     مستحب است كه دعوت شوندگان ، چند دقيقه اي قبل از موعد شروع مجلس به محل بروند و در همان ساعت مقرر در مجلس حاضر باشند.

72.            تاخير عمدي براي حضور در يك مجلس مكروه است.

73.     مستحب است كه مسئولين مجلس در ابتداي درب ورودي مجلس حضور داشته باشند و به مدعوين خوشامد بگويند.

74.     مكروه است كه در مجلس فقير به خاطر فقرش شركت نكنيم و در مجلس غني به خاطر ثروتش شركت كنيم.  

75.            اطعام مدعوين براي تشييع جنازه و كفن و دفن و نيز همه مراسم عادي اموات ، مكروه است.

76.            برگزاري بيش از يك مجلس عمومي براي مردگان مكروه است.

77.            اطعام مدعوين براي ختم قرآن اموات مستحب است.

78.     مستحب است براي ختم قرآن اموات به تعداد جزء هاي قرآن افراد دعوت شوند و در غير مسجد انجام گيرد.

79.     در پايان مجلس عمومي اموات ، مستحب است  كه جمعيت شركت كننده ، جهت قرائت فاتحه و عرض تسليت ، تا جلوي منزل متوفي ، بازماندگان را همراهي كند.

80.     نزد ديگران تعريف كردن از خود بدون دليل موجه ، مكروه و بدگويي بدون دليل از ديگران كه در مجلس حاضر نيستند ، حرام است.

81.     قمار كردن براي ايجاد تنوع و هيجان ، براي كساني كه كارشان قمار بازي نيست و مقداري كه ببازند يا ببرند در زندگي شان و نيز زندگي طرف مقابلشان اثري ندارد ، جايز است.

82.     مجالسي مصداق مجلس لهو و لعب است كه در آن مسكرات از هر نوعش سرو شود و يا موادي مصرف گردد كه افراد از حال طبيعي خارج مي شوند و كنترل خود را از دست مي دهند و چنين افراد لايعقلي بدون ترديد مرتكب جرم و جنايت مي شوند ، شركت در اينگونه مجالس ، هرچند به عنوان تماشاگر ، حرام است.

83.     مجالسي كه در آن ماده مسكر و روانگردان مصرف نشود و حريمها رعايت گردد و كسي از حال طبيعي خارج نشود ، مصداق مجلس لهو و لعب نيست و شركت در آن جايز است ، موسيقي نمي تواند انسان را از حال عادي خارج كند.

84.     انجام دادن حركات موزون و ناموزون ، بدون دليل ، موجب شكستن حرمت انسان مي شود و مكروه است.

85.            انجام حركات نامتعادل و اعتراضي و بي قراري ، در مرگ عزيزان و يا اتفاقات ديگر ، حرام است.

86.            گريه بر مرگ عزيزان به اين دليل كه چرا رفت و اعتراض به قضاي الهي حرام است.

87.            گريه كردن بر مرده به خاطر يادآوري خاطرات و خوبيهاي متوفي كه ديگر نخواهد بود جايز است.

88.            انجام حركات موزون و ناموزون و غير افراطي ، در شاديها و جشنها جايز است.

89.            بر مرد واجب است كه هزينه خورد و خوراك و پوشاك و مسكن زن دائمي اش را در حد متعارف تامين كند.

90.     زن وظيفه اي در قبال آشپزي و شست و شو و هزينه هاي كودك ندارد و بر مرد واجب است كه براي اين كارها براي زن خدمتكار بگيرد ، هرچند مستحب است كه زن اين كارها را هم انجام دهد.

91.            واجب است بر زن كه دو وظيفه مهم خود را يعني شوهرداري و تربيت فرزند را به نحو احسن انجام دهد.

92.            حرام است كه زن بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود.

93.            حرام است كه زن شوهرش را به هر نحوي تحت فشار قرار دهد تا به گفته او عمل كند.

94.            حرام است كه زن شخصيت شوهرش را بشكند و سخنان درشت به او بگويد.

95.            خشونت و ظلم مرد بر زن حرام است.

96.     حرام است كه مرد ، خواسته هاي غير متعارف زن را بر آورده سازد و نيز بر زن حرام است كه تسليم خواسته هاي نامتعارف مرد شود.

97.            به جهت حساسيت و عاطفه ظريف زن ، بر مرد واجب است كه اين منبع مهر و عاطفه الهي را پاس بدارد و با لطافت و مهرباني با آن برخورد كند.

98.            زن همانند ملكه در خانه بايد جايگاهش به عنوان مادر و مايه آرامش منزل حفظ شود.

99.     سوء ظن و بدبيني بر زن حرام است ، زن فرشته پاكي است كه گرايش او به سوي معنويت و خدا بيش و پيش از مرد است.

100.       سوء استفاده زن از اخلاق مرد ، حرام است.

101.   بر زن واجب است كه حرمت مقام زن و مادر را همواره نگهدارد و بداند كه او پايه آرامش خانه است و نبايد در كارهايش سبكي ديده شود ، زيرا سبكي زن ، حرمت او را كم مي كند و از نظر ديگران مي اندازد.

102.   مرد مي تواند چهار زن دائمي داشته باشد ، اما واجب است كه با همه آنها به عدالت رفتار كند و هر آنچه براي يك زن مي گيرد براي ديگري هم بگيرد حتي بايد سعي كند محبت قلبي هم در حد امكان مساوي باشد و اگر چنين نكند ، دادگاه بايد او را مجبور و در صورت استنكاف ، مجازات و جريمه كند.

103.       حساسيت زنان در مورد هوو داشتن مكروه است.

104.   واجب است كه زنان ، داشتن چهار همسر دائمي براي مرد خود را حق شوهر بدانند ، همچنانكه مرد تامين زندگي در حد متعارف را بايد حق زن بد اند.

105.   واجب است زنان بدانند كه ساختمان بدني مرد با ساختمان بدني زن متفاوت است و نيازمند تعدد زوجه است و به عبارت ديگر ساختمان سلولي بدن مرد همواره در حال ساخت اسپرم است و نياز به تنظيم هورمنهاي جنسي دارد تا سيستم سلولي و عصبي او سالم بماند و زن در هر ماه فقط يك مولكول جنسي مي سازد كه اگر به نطفه و جنين تبديل نشود ، به صورت عادت ماهيانه دفع مي گردد.

106.       جايز است زنان بدانند كه وجود دو يا چهار زن در زندگي مرد ، نه تنها چيزي از علاقه و محبت مرد را نسبت به زن اولي كم مي كند ، بلكه بيشتر هم مي شود ، زيرا كميت وكيفيت ارتباط و ابراز علاقه در مرد بيشتر مي شود ، همچنانكه داشتن دوستان بيشتر و فرزندان و خواهر و برادر بيشتر ، چيزي از محبت انسان به فرزند اولي و دوست اولي و خواهر و برادر اولي نمي كاهد و بلكه جايگاه مشخص تري در نزد انسان پيدا مي كند.

107.   واجب است كه دادگاه ، قدرتمندان و كساني كه داراي مسئوليت بيشتري هستند را با شدت بيشتر مورد بازرسي و استنطاق قرار دهد و در اين ميان ، مردي كه داراي چند همسر است را بايد با دقت و شدت بيشتري مورد توجه دادگاه باشد كه عذالت را در زندگي زناشويي بر قرار سازد.

108.   حرام است كه زن از حق خود در باره شوهرش بگذرد ، بويژه آنكه اين كار باعث شود كه به فرزندانش و ديگران ضرر برسد.

109.   واجب است ، مردي كه توانايي تامين زندگي زن دوم و بيشتر را ندارد ، در صورت ازدواج مجدد ، وادار به طلاق دادن زن دوم شود و ضمن پرداخت هزينه مربوطه به زن دوم ، به خاطر ضرر و آسيب رساندن به نظام خانواده اش مجازات گردد.

110.   مردي كه بي جهت و يا به خاطر يك سوء تفاهم بر زن خشونت اعمال مي كند و احيانا كتك مي زند ، در صورت تكرار ، به جرم آسيب رساندن به بنيان خانواده و آزار و اذيت ، مورد پيگرد قانوني قرار مي گيرد.

111.   حرام است كه مرد بدون دليل قابل قبول ، زنش را طلاق بدهد و بايد تمام ضرر مادي و معنوي تحميل شده بر زن و خانواده اش را بپردازد.

112.   واجب است كه اگر مردي بدون دليل قابل قبول زنش را طلاق بدهد ، نوع محروميتهاي اجتماعي نابالغان ذهني بر او اعمال شود.

113.   در صورتي كه آزار و اذيت زن از طرف مرد چند بار بدون دليل تكرار شود و تذكرات بستگان و مشاوران قضايي سودمند واقع نشود ، واجب است كه براي مدتي ، دادگاه او را به دارالتاديب بسپارد و بعد از آن حق طلاق دادن زن و ازدواج مجدد ندارد.

114.   اگر مرد در برابر خانواده خود احساس مسئوليت نكند و زن را از نظر مادي و معنوي در حد متعارف تامين نكند ، واجب است كه دادگاه او را وادار به اين كار بكند و در صورت استنكاف ، دادگاه زن را طلاق مي دهد و مهريه اش را كامل از مرد مي گيرد و به دليل آسيب رساندن به نظام خانواده مرد را به زندان يا جريمه نقدي و ... محكوم مي كند.

115.   مستحب است كه زن و مرد بدانند كه در ابتداي زندگي كه به اخلاق يكديگر هنوز خو نگرفته اند ، به وجود آمدن اختلافاتي جزئي كه مربوط به سليقه هاي آنهاست ، طبيعي است و بتدريج اخلاق يكديگر را مي فهمند و با آن كنار مي آيند و اختلافات بر طرف مي شود.

116.   واجب است ، هم زن و هم مرد بدانند ، كه قرار نيست كه افراد صد در صد مثل يكديگر باشند ، بلكه بايد اختلافات ديگران را بپذيريم و كاري با آنها نداشته باشيم و با نقاط مشترك بايد با يكديگر همكاري كنيم و به زور ديگران را مجبور نكنيم كه مثل ما فكر كنند ، زيرا اين كار شدني نيست.

117.         مرد نبايد محبت و دلسوزي و دوستي اش را از زن و زن نيز نبايد احترام و غمخواري و همدلي و اطاعتش را از مرد دريغ كند.

118.        حرام است كه زن بدون دليل با بخشيدن مهريه اش طلاق بگيرد ، در اين صورت بايد تمام ضرر و زيان مادي و معنوي كه بر شوهر و خانواده اش تحميل شده است جبران كند.

119.   اگر مردي به مدت يك سال ناپديد شود و هيچ خبري از او نشود و احتمال فوت او برود ، زن مي تواند از طريق دادگاه طلاق بگيرد و ازدواج كند ، در صورت بازگشت شوهر اول ، عقد دوم باطل مي شود و بايد بعد از عده با شوهر اول زندگي را ادامه دهد.

120.       داشتن زن با عقد موقت مستحب است و نشانگر پاي بندي به دين است و نه بي بند و باري.

121.   در عقد موقت هم بايد مدت عقد و هم مهريه و صداق آن معلوم شود. اگر مدت عقد معلوم باشد ، هرچند طولاني مدت ، عقد موقت محسوب مي شود.

122.       در ازدواج موقت ، هزينه خورد و خوراك و پوشاك و مسكن بر عهده مرد نيست.

123.   تشريع ازدواج موقت ، بيشتر براي موقعيتهاي اضطراري است كه زن ومرد ، قادر نباشند ازدواج دائم كنند و براي رفع نياز جنسي و ايجاد ارتباط سالم روحي بين زن و مرد است.

124.       ازدواج موقت با دختر باكره جايز است ، اما در صورت دخول ، به عقد دائم  و با مهر المثل تبديل مي شود.

125.    براي زني كه عقد دائم يا موقت آن با طلاق و اتمام مدت ، به پايان برسد و در اين مدت دخولي انجام نگرفته باشد ، عده اي بر او نيست.

126.   فرزندي كه در نتيجه ازدواج موقت متولد مي شود ، همانند فرزندي كه با ازدواج دائم متولد مي شود ، مي باشد و مسئوليتش بر عهده پدر و مادر است.

127.       محدوديتي براي داشتن زن با عقد موقت وجود ندارد.

128.   محدوديتي كه براي عدم تعدد شوهر در يك زمان براي زن وجود دارد ، نه به خاطر تبعيض جنسي است ، بلكه به خاطر جلوگيري از يك مشكل اجتماعي و حقوقي است ، زيرا تعدد شوهر باعث اختلاط نطفه و عدم توانايي انتساب فرزندان به شوهران است كه منجر به بي هويتي و بي پناهي افراد در آينده خواهد شد.

129.   مهم در عقدها ، توافق طرفين ازدواج است ، وقتي شرايط يكديگر را پذيرفتند ، ازدواج دائم يا موقت و هر دو آن شرايط را قبول كردند ، خواندن صيغه به فارسي يا عربي مستحب است.

130.   حفظ سلامتی برای همه واجب است  برای این منظور باید از زياد خوردن بپرهيزيد ، غذاهاي ساده و خالص بخوريد دست كم روزي شش ليوان آب بنوشيد. پیاده روی روزي 2 مرتبه و هر بار 15 دقيقه ، مي تواند مقدار زيادي از چربي هاي اضافي بدن را از بين ببرد ، پياده روي تند يعني آهسته دويدن ، بين 300 تا 400 كالري در ساعت انرژي مي سوزاند. پياده روي ماهيچه ها را تقويت مي كند ، استقامت را افزايش مي دهد و بدن شما را تحت كنترل قرار مي دهد. پياده روي هاي مكرر، از بيماري هاي قلبي جلوگيري و فشار خون را تنظيم مي كند. به وضعيت بدن خود در هنگام پياده روي توجه كنيد. صاف راه برويد ؛ شانه ها عقب و شكم تو.

131.       مستحب است که برای سالم و شاداب و با خلاقیت ماندن به توصیه های زیر عمل شود:

ـ بعد از نماز صبح نخوابید.

ـ شكم و مثانه را پس از بيداري تخليه كنيد.

ـ هر روز استحمام كنيد.

ـ پس از ساعت 8 صبح صبحانه نخوريد.

ـ قبل و بعد از غذا دستها را بشوئيد.

ـ پس از هر وعده غذا ، دندان ها را مسواك بزنيد يا از آب نمك رقيق شده براي شست و شوي دهان استفاده كنيد.

ـ 15 دقيقه پس از هر وعده غذا پياده روي كنيد.

ـ در سكوت و هشياري غذا بخوريد.

ـ آرام غذا بخوريد.

ـ هر روز لثه را با انگشت و روغن كنجد ماساژ دهيد.

ـ حتي الامكان هفته اي يك روز، روزه بگيريد ، البته با قصد قربت و نه برای تامین سلامتی.

ـ در خوردن زياده روي نكنيد.

ـ زود به رختخواب برويد.

 

 

 

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.  واجب است كه تمام مسجدي ها ، رابطه اي برادرانه با يكديگر داشته باشند و همه امتيازات بيرون از مسجد را فراموش كنند و در جهت رشد و تعالي معنوي خود و ديگران از هيچ تلاشي دريغ نكنند.

3.  واجب است كه مسجدي ها ، به صورت دسته جمعي يا انفرادي به دبدار بيمارانمحل و حاجيان و ... بروند و هديهاي هم از طرف مسجد با خود ببرند.

4.  واجب است كه مسجد همانند يك مجتمع اداري با نيروهاي مردمي و با روابط حسنه و دور از ابراز خود محوري و رياست طلبي اداره شود و افرادي كه نمي توانند خالصانه اين جنبه ها را مراعات كنند ، حرام است كه در مديريت مسجد به كار گماشته شوند.

5.  مستحب است هر مسجد بايد حد اقل يك دستگاه حمام با تجهيزات كامل داشته باشد كه در صورت نياز مردم از آن استفاده كنند.

6.       هر كدام از بخشهاي گفته شده براي مسجد بايد در دو طرف مسجد باشد ، يكي براي زنان و يكي براي مردان.

7.  جايز افرادي كه به سن كهولت مي رسند به گونه اي كه هم خودشان معذبند و هم اطرافيانشان و هيچ اميدي به بهبودي آنها نيست و امكان تبادل عاطفي هم با آنها وجود ندارد و به عبارت ديگر فقط از نظر نباتي و حيواني زنده اند به دليل ايذاء مومنين و حفظ حرمت مومن و از بين بردن عوال ايجاد تنفر نسبت به بستگان و عدم امكان تامين هدف خداوند از زندگي در مورد آن كه همانا افزايش رشد و كمال است ، به نحو مقتضي زمينه انتقال آنان به جهان آخرت فراهم شود.

8.   مستحب است كه مجتهد حتي الامكان علت احكامي را كه به مردم مي گويد ، روشن سازد تا معياري از درك حرام و حلال را به دست بياورند.

9.  واجب است كه مجتهد احكامي را كه به مردم مي گويد به ترتيب اهميت موضوع ، يعني عقايد ، اخلاق و احكام باشد و نيز به نسبت مورد ابتلاء بودن.

10.     واجب است كه مجتهد ، براي فتوا دادن خودش شخصا به ميان اجتماع رفته باشد و از نزديك با چند و چون و واقعيت بدون ظاهر سازي امور برخورد كرده باشد و آنگاه فتوا بدهد و گرنه فتوايش محل اشكل است.

11.     واجب است مجتهدي كه احكام و معارف دين را از او مي گيريم ، هم از نظر عقايد و هم اخلاق و عمل به فرامين خدا زبده و پيشتاز باشد و شهرت او در اين زمينه مخدوش نشود.

12.            گرفتن معارف دين از مجتهدي كه تمايل به قدرتهاي مادي دارد و شيفته دنياست ، حرام است.

13.            ارائه دروس اصول فقه به صورت درس خارج ، مكروه است.

14.     حمايت مردم از مجتهدان مهذب و ژرف انديش در مقابل مجتهداني كه نيم نگاهي به موقعيتها و جيفه دنيا دارند ، واجب است.

15.     مستحب است انسان بداند كه هر جايگاهي كه ديگران نزد ما دارند ، ما هم همان موقعيت و جايگاه را نزد آنان داريم و ارتباطات قلبي مساوي هستند ، هرچه محبت يك طرف زياد شود ، ديگري هم زياد خواهد و اگر در دل هيچ كينه اي نماند ، طرف مقابل هم كينه اي از ما نخواهد داشت.

16.     مكروه است كسي را كه ، هرچند به مقداري اندك ، براي شهرت و مقام و مقتدا واقع شدن ، دست و پا مي زند ، به عنوان مرجع ديني خود قرار دهيم.

17.     مكروه است ، كسي كه بي جهت از خود تحفظ مي كند و توانايي استقامت روحي را بدست نياورده است را مرجع ديني خود قرار دهيم.

18.     واجب است مرجع ديني ، متواضع و مردمي كه خود را نمي گيرد ، شجاع و نترس كه به همه قوت قلب مي دهد ، عالم و ژرف انديش كه بر همه قواعد شرعي و امور و علوم مبتلابه اجتماعي مسلط و مشرف باشد و از نظر معاشرت و تجربه عملي ، وارد در اجتماع و داراي استحكام شخصيتي باشد و قدرت مديريت و كنترل يك اجتماع بزرگ را در حد اعلا و بدون تنش داشته باشد و گرنه ، مكروه است رجوع كردن به آن.

19.     واجب است به مجتهدي براي گرفتن معارف دين خود مراجعه كنيم كه در اجتماع رفت و آمد داشته باشد و دور از اجتماع نباشد ، زيرا مجتهد براي مردم كوچه و بازار بايد دستورات دين را صادر كند و نه به گونه اي خيالي.

20.     واجب است بدانيم كه معيار واقعي براي مجتهد اين است كه تقوا و دينداري و مديريت و تدبير و مردمداري اش را در صحنه عمل ثابت كرده باشد و نه به صورت شهرت و شايعه.

21.     حرام است كه مردم ، چشم و گوش بسته ، هر آنچه مجتهد بگويد بپذيرند ، مگر اينكه به او اعتماد كامل داشته باشند و گفته هاي او مخالفت صريح با احكام ديگر شرع نداشته باشد.

22.     واجب است مردم بدانند كه به آن جهت بايد در همه امور به مجتهد مراجعه كرد كه او احكام واقعي زندگي را با توجه به منابع شناخت حقيقت ، يعني قرآن و سنت و عقل مي داند و شيوه دريافت حكم خدا را مي شناسد و از آن طريق به حكم خدا پي مي برد و اگر هم خطا كند ، هم ما و هم او معذوريم ، بنا بر اين افراد ديگر كه با منابع دين آشنايي ندارند ، نمي توانند احكام دين را براي ما بيان كنند و اگر هم بيان كنند و به آن عمل كنيم ، چون مجتهد نيستند ، اعمال باطل و مواخذه مي شويم. دانشمندان ديگر هم نمي توانند براي ما حتي براي علومي كه در آن تخصص دارند ، حجت شرعي باشند ، زيرا به مباني شرع آگاه نيستند و خداوند متعال ، تنها مجتهدان دين را حجت عمل قرار داده است.

23.     واجب است ، مردم بدانند كه ولايت و مديريت جامعه بايد به دست مجتهدين و حوزه علميه باشد ، زيرا آنها با مباني احكام دنيوي و اخروي مردم آگاه هستند و با توجه به منابع شناخت احكام ، حرام و حلال واقعي زندگي را مي شناسند و دانشمندان ديگر به منابع شناخت واقعي دسترسي ندارند ، لذا علم آنان براي مردم حجت نيست ونزد خدا معذور نيستند.

24.     سوء استفاده كردن مجتهدان و حوزويان از جايگاه خود به عنوان متولي جامعه و دين ، حرام موكد و خيانت به دين است و چنين فردي رابايد در اولين فرصت از جايگاهش خلع شود.

25.     تكسب به دين حرام است و تمام امور ديني را مجتهدان بايد رايگان براي مردم انجام دهند و همانند پدري دلسوز و مهربان ، به درد بينوايان رسيدگي كنند.

26.       بر مردم واجب است ، مجتهدي كه از زي دين و ديانت و تواضع و آزادگي و مردمي بودن خارج شود ، رها كنند و به مجتهدي كاملتر رجوع كنند.

27.      بر همه مردم واجب است كه اول عقايد شان و بعد اخلاقشان را و بعد احكام عملي شان را مطابق اسلام ناب يعني مكتب اهل بيت(ع) كه هيچ خطايي در آن نيست ، تطبيق دهند.

28.     حرام است كه براي انسان چيزي مهمتر از دين و تعاليم آن ، در زندگي وجود داشته باشد ، بايد اولويت اول به خدا و دين خدا داده شود.

29.            حرام است كه شب و روز بگذرد و دغدغه اصلي انسان دين و معنويت نباشد.

30.     واجب است كه احترام و شان انسانها را بر اساس ديندار بودن و توجه به خدا ، رعايت كنيم و نزد ما بر همين اساس ارزشمند و داراي جايگاه باشند.

31.            ارزشگذاري براي مردم بر اساس ثروت و موقعيت اجتماعي آنان حرام است.

32.            پرخاشگري و تندي در هر موردي حرام است.

33.            بي تفاوتي و عدم احساس مسئوليت ، بويژه در امور ديني حرام است.

34.            هر نوع عادتي كه جنبه مثبت نداشته باشد و از ارج انسان مي كاهد حرام است.

35.            انجام كاري كه رنج و ضرر آن بيش از سود آن است ، حرام است.

36.     واجب است بدانيم كه هر كاري را خدا و معصوم حرام يا حلال كرده است ، حكمتي دارد و عقل ما بايد في الجمله آن نفع و ضرر را بفهمد ، اگر چنين درك و فهمي از عقل سليم انسانها از آن مورد حكم منتسب به خدا و معصوم استشمام نشود ، عدم توجه به آن جايز است.

37.              مداهنه و سازشكاري در مورد امور دين ، چه با خود يا ديگران ، حرام و در امور دنيايي مستحب است.

38.     واجب است كه زبان بين المللي ، زبا عربي باشد ، زيرا كاملترين زبان است از نظر استعداد معنا و دقت در نشان دادن افراد و از نظر املاء و از نظر شنيداري.

39.     حرام است كه حكومتها و شخصيتهايي كه پيرو آخرين و كاملترين دين خدا نباشند ، سردمدار جهان يا منطقه اي از جهان قرار بگيرند.

40.     واجب است بدانيم كه داشتن امكانات و پيشرفت اقتصادي و تكنولوژي و دنيايي ، هيچ دليل بر حق بودن نيست ، زيرا خداوند جهان را براي همه انسانها آفريده است و فرقي بين حق و باطل در بهره وري از امكانات قرار نداده است و رحمانيت خدا يك قانون عام است كه هركه بهره گيرد ، مانعي برايش نيست ، اما در آخرت رحمانيت نيست و رحيميت شامل كساني مي شود كه مطابق آخرين دستور خدا عمل كرده اند ، خداوند رحمان دنيا و رحيم آخرت است.

41.            رفت و آمد و معاشرت با كساني كه به دنيا بيش از دين اهميت مي دهند مكروه است.

42.     معاشرت و دوستي با كساني كه ناراحتند و با قضاي الهي مشكل دارند و جهان را با ديد منفي مي نگرند حرام است.

43.            نگراني و ناراحتي از وضع دنيا ، بر مومنان حرام است.

44.     حرام است كه مردم را بي جهت از گمراهي و انحراف و گناه بترسانيم و ياس و حرمان را بر روحيات آنها حاكم كنيم  ، مگر اينكه به گونه اي روشن و يقيني ، مخالفتي با احكام خدا يا سنت پيامبر و ائمه (ع) داشته باشد.

45.     مكروه است كه به خاطر چيزي كه احتمال دارد در مسير خطا و انحراف قرار بگيرد ، تا زماني كه خطايي پيدا نشده است ، مردم را بترسانيم و فضاي دلهره پديد بياوريم. مگر در امور بسيار مهم كه احتياط بهتر است.

46.     بر مجتهدين واجب است كه فضاي بسته درك مفاهيم ديني را باز كنند و آموزه هاي فرهنگ اسلام ناب را در مقابل فرهنگ بسته متحجرانه در بين متشرعه رواج دهند.

47.     بر مجتهديم واجب است كه مردم را از انحراف و كج فهميدن دين باز بدارند و عقايد صحيح و اخلاق پسنديده و احكام ديني مورد نظر شارع و منطبق با اسلام سهله سمحه براي مردم بيان كنند.

48.            حرام است كه به خاطر برخي تنگ نظري هاي متوهم و احتمال گمراهي ، مردم را از اصل دين گريزان كنيم و با سخت گيري بي مورد ، دين اسلام را دين خشونت و غير قابل استفاده براي يك زندگي راحت و در عين حال مومنانه نشان دهيم.

احكام شخصي

49.     براي كساني كه چربي بيشتري مي خورند ، خوردن ترشي براي هضم كردن چربي مستحب است ، زيرا چربي ، خون را غليظ مي كند و خون غليظ با فشار از رگها عبور مي كند و به استطلاح انسان دچار فشان خون مي شود و سر درد مي گيرد و به رگهاي نازك مغز آسيب مي رساند ، پاره شدن يكي از رگهاي نازك مغز ، سكته را به همراه دارد.

50.     خوردن غذايي كه بيش از حد شور باشد مكروه است ، زيرا نمك هم خون را غليظ مي كند و به رگها آسيب مي رساند.

51.     درآشاميدن آب اسرافي وجود ندارد ، زيرا غلظت خون را كم مي كند و نيز سموم بدن را از طريق ادرار و عرق به بيرون هدايت مي كند ، بنا بر اين مستحب است كه آب بيشتري بياشاميم.

52.     مستحب است كه هر از چند روزي ورزش كنيم تا در اثر تند شدن ضربان قلب ، گردش خون در بدن سريعتر و بيشتر شود و همه رسوبات و چربيهاي اضافه و مانده در داخل رگها را با خود ببرد و رگهاي بدن پاكسازي شوند و از بسته شدن رگها و فشار خون و سكته جلوگيري شود.

53.     مستحب است بدانيم كه اعضاي بدن انسان از بالا تا پايين بر اساس اهميت و ارزش در زندگي مادي و معنوي اسان چيده شه اند و بر همان اساس بايد از آنها بهره برداري كنيم ، مثلا مغز و فكر و عقيده به مغز انسان مربوط مي شود كه بالاترين قسمت بدن است و اين قسمت را فقط بايد در مقابل خدا بر خاك ساييد بعد از آن چشم و گوش هستند كه ارزش استفاده از آنها يكسان است و در يك راستا قرار دارند و نيز جنس اعضاي بدن هم از بالا تا پايين كيفيتش كمتر مي شود.

54.     مستحب است بدانيم كه هرچه غذا چربتر و شيرينتر باشد ، انرژي آن بيشتر است ، بنا بر اين بايد مقدار كمتري از آن غذا بخوريم ، انرژي اضافه در بدن به چربي و مواد قندي زايد در بده ذخيره مي شود و اگر در اثر گرسنگي مصرف نشود ، مزاحم كار بدن مي شود و سلامتي را به خطر مي اندازد.

55.     مستحب است حتي الامكان يك روز در ميان به حمام برويم تا منافذ بدن باز شود و تبادل هوا بين بدن و محيط به آساني امكان پذير شود و باعث شادابي و نشاط جسم و در نتيجه روح انسان شود.

56.     مستحب است ، انسان مشغول هر كاري كه بشود ، فقط به همان كار فكر كند و ذهنش جايي ديگر مشغول نباشد.

57.     مستحب است درزمستان كه نياز به گرما و انرژي بيشتري داريم ، غذاي چربتر و در تابستان غذاي كم چربتري مصرف كنيم.

58.            مستحب است هرچه بيشتر در مصرف انرژي چه غذايي و چه غير آن صرفه جويي كنيم.

59.            تماشا كردن و نشان دادن نمايشهايي كه جز سرگرمي پيام و فايده ديگري ندارند ، مكروه است.

60.     مستحب است همواره در خط وسط جاده رانندگي كنيم و فقط براي سبقت از خط سمت چپ استفاده كنيم.

61.            توقف در جايي غير از پاركينك در جاده هاي شلوغ حرام است.

62.     مستحب است بدانيم كه هميشه نقطه عطفهاي مثبت ، در وقتي اتفاق مي افتد كه سختي روزگار به اوج خود رسيده است ، مهم اين است كه هرگز در شرايط دشوار نا اميد نشويم.

63.     مستحب است بدانيم كه امكانات و شرايط روزگار ، چه مادي و چه معنوي ، شادي و نشاط و آرامش را پديد نمي آورند ، بلكه نگاه انسان به هر پديده اي ، مي تواند اين نتايج را براي ما درست كند ، هرچند در نقطه صفر امكانات باشيم.

64.     مستحب است بدانيم كه خوراك روح ما ، افكار ماست ، اگر افكار مثبت داشته باشيم ، روح ما رشد مي كند و به صورتي مطلوب تغذيه مي شود و اگر افكار منفي به خوردش بدهيم ، دچار بيماري خواهد شد.

65.     نيكو ست كه رنگها را طوري در كنار يكديگر قرار دهيم كه چشم نواز جلوه كند  ، يعني ، قرمز در كنار سبز ، بنفش در كنار زرد و نارنجي در كنار آبي.

66.                      شادي براي امور دنيايي مكروه است .

67.       در هر مجلسي مستحب است كه احترامات بر اساس ايمان و علم و بعد سن افراد باشد ، احترامات بر اساس ثروت و مقام ظاهري مكروه است.

68.              انكار كردن و رد نمودن چيزي بدون دليل حرام است.

69.      مستحب است آنچه را كه از امور دنيايي و غير دنيايي مي خواهيم كه به دست بياوريم  ، مقدار و تاريخ بدست آوردنش را تعيين كنيم و بگونه اي از بدست آوردنش مطمئن باشيم كه گويا هم اكنون آن را بدست آورده ايم و در غير اين صورت نبايد نسبت به آن اميدوار بود.

70.      واجب است كه مديريت خانه بر عهده پدر خانوده باشد و اگر دليلي بر مخالفت با تصميمات او نباشد ، حرام است كه با او مخالفت شود. مستحب است كه مادر خانواده موقعيت مديريتي پدر خانواده را براي بچه ها حفظ كند.

71.       سپردن مديريت خانواده به مادر در فرض حضور پدر مكروه است ، مگر اينكه پدر موقتا چنين چيزي را بخواهد.

72.      دادن خمس بر هر خانواده اي واجب است و اگر پرداخت نشود ، تمام هزينه هاي زندگي مخلوط به حرام مي شود و در تربيت فرزندان و بركت و سلامت زندگي اثر منفي دارد.

73.             خوردن غذاي افرادي كه يقين داريم ، خمس نمي پردازند ، مكروه است.

74.             معامله با افرادي كه يقين داريم خمس نمي پردازند ، مكروه است.

75.      واجب است كه زكات هر نوع محصول توليدي پس از كسر كردن هزينه ها در پايان هر دوره توليدي به عنوان مال الله به مرجع تقليد پرداخت شود.

76.      در سود هر محصول توليدي ، بيست درصد آن مال الله است كه واجب است در كارهاي مخصوصي كه به نفع جامعه اسلامي است ، توسط مجتهد عادل هزينه شود.

77.     واجب است  هر انساني كه به سن تكليف برسد ، تمام دستورات آخرين دين خدا را كه توسط آخرين پيامبرش با آخرين نسخه دين( مكتب اهل بيت ع ) با هر رتبه اي كه دارد ، انجام دهد.

78.      بر همه واجب است ، با كساني كه واجبات دين را انجام نمي دهند ، مراوده و معاشرت و رفت و آمد نداشته باشند و ارتباط خانوادگي با آنها بر قرار نكنند.

79.        بر والدين واجب است كه فرزندان خود را  با هر وسيله ممكن به نماز و ديگر واجبات وادار كنند و هر نوع كوتاهي در اين مورد گناهش بر آنان نوشته مي شود.

80.             تعيين مهريه خارج از حد عرف معمول مردم  مكروه است.

81.             انجام مستحبات در حالت بي حوصلگي مكروه است.

82.     مستحب است كه انسان خاطرات روزانه اش را بنويسد و نيز مطالب مهمي كه مي شنود يا مي خواند و در دفتري ثبت كند و گاهگاهي به آن مراجعه كند.

83.      مستحب است كه انسان از فكر خودش مطالبي روي كاغذ بنويسد ، اعم از شعر يا نثر كه كسي تا كنون چنين مطلبي را نگفته باشد.

84.     مقدمات حرام در صورتي گناه محسوب مي شوند كه منجر به انجام حرام قطعي و ذي المقدمه شوند و گرنه گناه نيستند.

85.             مقدمات واجب ، واجب است و اگرچه به انجام واجب منجر نشوند ، ثواب بر آنها مترتب است.

86.            مسواك كردن يك بار در روز واجب و بعد از هر غذا مستحب است.

87.             مستحب است مسواك كردن بيش از 5 دقيقه طول بكشد.

88.             استفاده كردن از دندان براي شكستن اشياء سخت حرام است.

89.            رانندگي كردن بيش از ده ساعت در شبانه روز ، حرام است.

90.      مايوس شدن در زندگي به هر بهانه اي  ، هرچند براي يك لحظه حرام است و ادامه ياس ، اصرار بر گناه كبيره است.

91.              نماز كسي كه خمس مالش را نپردازد قبول نيست.

92.      واجب است كه انسان  از درآمد ماهيانه بعد از كسر كردن هزينه هاي متعارف ، خمس مابقي درآمدش را بپردازد.

93.      واجب است انسان بداند كه اگر خمس مالش را نپردازد ، به همان مقدار از اموالش در حوادث روزگار تلف خواهد شد بدون اينكه اموالش پاك شده باشد.

94.      هنگام رفتن به مسجد بايد لباسهاي ساده و بدون زينت را بپوشيم و زينت كردن مكروه است ، همچنانكه مستحب است خود را معطر كنيم و تميز باشيم.

95.     مستحب است انسان بداند كه هر چه درد و رنج  در دنيا بيشتر باشد و انسان جزع و فزع و بي تابي نكند و با توكل بر خدا و دانستن اين كه بلا مقدمه خير است ، صبر كند ، بر شخصيت و قدرت و اجر او افزوده مي شود.

96.      مستحب است كه با هر بدي و مشكلي كه انسان برخورد كند ، بر جنبه مثبت و خيري كه در آن وجود دارد بنگرد و توجه خود را روي بديها متمركز نكند.

97.            مستحب است هنگام راه رفتن با قامت كشيده و استوار و مصمم قدم برداشته شود.

98.      در هواي سرد پاييز و زمستان بدون كلاهي كه پيشاني و شقيقه ها را بپوشاند رفتن  به هواي آزاد جايز نيست.

99.            شنيدن آهنگي كه انسان را  به خمودگي و سكون و افسردگي فرا مي خواند ، جايز نيست.

100.        شنيدن آهنگي كه انسان را به پويايي و تحرك و نشاط فرا مي خواند نيكوست.

101.   واجب است انسان بداند كه اگر مالش را با دادن حقوق شرعي آن پاك نكند ، اين مبلغ از مالش به هرحال به صورت هزينه پزشكي ، اسراف ، ضرر مالي و ... جدا مي شود ، در صورتي كه اگر حقوق شرعي اش را مي پرداخت اين هزينه ها نبود و اموالش هم پاك مي گرديد.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.  واجب است كه تمام مسجدي ها ، رابطه اي برادرانه با يكديگر داشته باشند و همه امتيازات بيرون از مسجد را فراموش كنند و در جهت رشد و تعالي معنوي خود و ديگران از هيچ تلاشي دريغ نكنند.

3.  واجب است كه مسجدي ها ، به صورت دسته جمعي يا انفرادي به دبدار بيمارانمحل و حاجيان و ... بروند و هديهاي هم از طرف مسجد با خود ببرند.

4.  واجب است كه مسجد همانند يك مجتمع اداري با نيروهاي مردمي و با روابط حسنه و دور از ابراز خود محوري و رياست طلبي اداره شود و افرادي كه نمي توانند خالصانه اين جنبه ها را مراعات كنند ، حرام است كه در مديريت مسجد به كار گماشته شوند.

5.  مستحب است هر مسجد بايد حد اقل يك دستگاه حمام با تجهيزات كامل داشته باشد كه در صورت نياز مردم از آن استفاده كنند.

6.       هر كدام از بخشهاي گفته شده براي مسجد بايد در دو طرف مسجد باشد ، يكي براي زنان و يكي براي مردان.

7.  جايز افرادي كه به سن كهولت مي رسند به گونه اي كه هم خودشان معذبند و هم اطرافيانشان و هيچ اميدي به بهبودي آنها نيست و امكان تبادل عاطفي هم با آنها وجود ندارد و به عبارت ديگر فقط از نظر نباتي و حيواني زنده اند به دليل ايذاء مومنين و حفظ حرمت مومن و از بين بردن عوال ايجاد تنفر نسبت به بستگان و عدم امكان تامين هدف خداوند از زندگي در مورد آن كه همانا افزايش رشد و كمال است ، به نحو مقتضي زمينه انتقال آنان به جهان آخرت فراهم شود.

8.   مستحب است كه مجتهد حتي الامكان علت احكامي را كه به مردم مي گويد ، روشن سازد تا معياري از درك حرام و حلال را به دست بياورند.

9.  واجب است كه مجتهد احكامي را كه به مردم مي گويد به ترتيب اهميت موضوع ، يعني عقايد ، اخلاق و احكام باشد و نيز به نسبت مورد ابتلاء بودن.

10.     واجب است كه مجتهد ، براي فتوا دادن خودش شخصا به ميان اجتماع رفته باشد و از نزديك با چند و چون و واقعيت بدون ظاهر سازي امور برخورد كرده باشد و آنگاه فتوا بدهد و گرنه فتوايش محل اشكل است.

11.     واجب است مجتهدي كه احكام و معارف دين را از او مي گيريم ، هم از نظر عقايد و هم اخلاق و عمل به فرامين خدا زبده و پيشتاز باشد و شهرت او در اين زمينه مخدوش نشود.

12.            گرفتن معارف دين از مجتهدي كه تمايل به قدرتهاي مادي دارد و شيفته دنياست ، حرام است.

13.            ارائه دروس اصول فقه به صورت درس خارج ، مكروه است.

14.     حمايت مردم از مجتهدان مهذب و ژرف انديش در مقابل مجتهداني كه نيم نگاهي به موقعيتها و جيفه دنيا دارند ، واجب است.

15.     مستحب است انسان بداند كه هر جايگاهي كه ديگران نزد ما دارند ، ما هم همان موقعيت و جايگاه را نزد آنان داريم و ارتباطات قلبي مساوي هستند ، هرچه محبت يك طرف زياد شود ، ديگري هم زياد خواهد و اگر در دل هيچ كينه اي نماند ، طرف مقابل هم كينه اي از ما نخواهد داشت.

16.     مكروه است كسي را كه ، هرچند به مقداري اندك ، براي شهرت و مقام و مقتدا واقع شدن ، دست و پا مي زند ، به عنوان مرجع ديني خود قرار دهيم.

17.     مكروه است ، كسي كه بي جهت از خود تحفظ مي كند و توانايي استقامت روحي را بدست نياورده است را مرجع ديني خود قرار دهيم.

18.     واجب است مرجع ديني ، متواضع و مردمي كه خود را نمي گيرد ، شجاع و نترس كه به همه قوت قلب مي دهد ، عالم و ژرف انديش كه بر همه قواعد شرعي و امور و علوم مبتلابه اجتماعي مسلط و مشرف باشد و از نظر معاشرت و تجربه عملي ، وارد در اجتماع و داراي استحكام شخصيتي باشد و قدرت مديريت و كنترل يك اجتماع بزرگ را در حد اعلا و بدون تنش داشته باشد و گرنه ، مكروه است رجوع كردن به آن.

19.     واجب است به مجتهدي براي گرفتن معارف دين خود مراجعه كنيم كه در اجتماع رفت و آمد داشته باشد و دور از اجتماع نباشد ، زيرا مجتهد براي مردم كوچه و بازار بايد دستورات دين را صادر كند و نه به گونه اي خيالي.

20.     واجب است بدانيم كه معيار واقعي براي مجتهد اين است كه تقوا و دينداري و مديريت و تدبير و مردمداري اش را در صحنه عمل ثابت كرده باشد و نه به صورت شهرت و شايعه.

21.     حرام است كه مردم ، چشم و گوش بسته ، هر آنچه مجتهد بگويد بپذيرند ، مگر اينكه به او اعتماد كامل داشته باشند و گفته هاي او مخالفت صريح با احكام ديگر شرع نداشته باشد.

22.     واجب است مردم بدانند كه به آن جهت بايد در همه امور به مجتهد مراجعه كرد كه او احكام واقعي زندگي را با توجه به منابع شناخت حقيقت ، يعني قرآن و سنت و عقل مي داند و شيوه دريافت حكم خدا را مي شناسد و از آن طريق به حكم خدا پي مي برد و اگر هم خطا كند ، هم ما و هم او معذوريم ، بنا بر اين افراد ديگر كه با منابع دين آشنايي ندارند ، نمي توانند احكام دين را براي ما بيان كنند و اگر هم بيان كنند و به آن عمل كنيم ، چون مجتهد نيستند ، اعمال باطل و مواخذه مي شويم. دانشمندان ديگر هم نمي توانند براي ما حتي براي علومي كه در آن تخصص دارند ، حجت شرعي باشند ، زيرا به مباني شرع آگاه نيستند و خداوند متعال ، تنها مجتهدان دين را حجت عمل قرار داده است.

23.     واجب است ، مردم بدانند كه ولايت و مديريت جامعه بايد به دست مجتهدين و حوزه علميه باشد ، زيرا آنها با مباني احكام دنيوي و اخروي مردم آگاه هستند و با توجه به منابع شناخت احكام ، حرام و حلال واقعي زندگي را مي شناسند و دانشمندان ديگر به منابع شناخت واقعي دسترسي ندارند ، لذا علم آنان براي مردم حجت نيست ونزد خدا معذور نيستند.

24.     سوء استفاده كردن مجتهدان و حوزويان از جايگاه خود به عنوان متولي جامعه و دين ، حرام موكد و خيانت به دين است و چنين فردي رابايد در اولين فرصت از جايگاهش خلع شود.

25.     تكسب به دين حرام است و تمام امور ديني را مجتهدان بايد رايگان براي مردم انجام دهند و همانند پدري دلسوز و مهربان ، به درد بينوايان رسيدگي كنند.

26.       بر مردم واجب است ، مجتهدي كه از زي دين و ديانت و تواضع و آزادگي و مردمي بودن خارج شود ، رها كنند و به مجتهدي كاملتر رجوع كنند.

27.      بر همه مردم واجب است كه اول عقايد شان و بعد اخلاقشان را و بعد احكام عملي شان را مطابق اسلام ناب يعني مكتب اهل بيت(ع) كه هيچ خطايي در آن نيست ، تطبيق دهند.

28.     حرام است كه براي انسان چيزي مهمتر از دين و تعاليم آن ، در زندگي وجود داشته باشد ، بايد اولويت اول به خدا و دين خدا داده شود.

29.            حرام است كه شب و روز بگذرد و دغدغه اصلي انسان دين و معنويت نباشد.

30.     واجب است كه احترام و شان انسانها را بر اساس ديندار بودن و توجه به خدا ، رعايت كنيم و نزد ما بر همين اساس ارزشمند و داراي جايگاه باشند.

31.            ارزشگذاري براي مردم بر اساس ثروت و موقعيت اجتماعي آنان حرام است.

32.            پرخاشگري و تندي در هر موردي حرام است.

33.            بي تفاوتي و عدم احساس مسئوليت ، بويژه در امور ديني حرام است.

34.            هر نوع عادتي كه جنبه مثبت نداشته باشد و از ارج انسان مي كاهد حرام است.

35.            انجام كاري كه رنج و ضرر آن بيش از سود آن است ، حرام است.

36.     واجب است بدانيم كه هر كاري را خدا و معصوم حرام يا حلال كرده است ، حكمتي دارد و عقل ما بايد في الجمله آن نفع و ضرر را بفهمد ، اگر چنين درك و فهمي از عقل سليم انسانها از آن مورد حكم منتسب به خدا و معصوم استشمام نشود ، عدم توجه به آن جايز است.

37.              مداهنه و سازشكاري در مورد امور دين ، چه با خود يا ديگران ، حرام و در امور دنيايي مستحب است.

38.     واجب است كه زبان بين المللي ، زبا عربي باشد ، زيرا كاملترين زبان است از نظر استعداد معنا و دقت در نشان دادن افراد و از نظر املاء و از نظر شنيداري.

39.     حرام است كه حكومتها و شخصيتهايي كه پيرو آخرين و كاملترين دين خدا نباشند ، سردمدار جهان يا منطقه اي از جهان قرار بگيرند.

40.     واجب است بدانيم كه داشتن امكانات و پيشرفت اقتصادي و تكنولوژي و دنيايي ، هيچ دليل بر حق بودن نيست ، زيرا خداوند جهان را براي همه انسانها آفريده است و فرقي بين حق و باطل در بهره وري از امكانات قرار نداده است و رحمانيت خدا يك قانون عام است كه هركه بهره گيرد ، مانعي برايش نيست ، اما در آخرت رحمانيت نيست و رحيميت شامل كساني مي شود كه مطابق آخرين دستور خدا عمل كرده اند ، خداوند رحمان دنيا و رحيم آخرت است.

41.            رفت و آمد و معاشرت با كساني كه به دنيا بيش از دين اهميت مي دهند مكروه است.

42.     معاشرت و دوستي با كساني كه ناراحتند و با قضاي الهي مشكل دارند و جهان را با ديد منفي مي نگرند حرام است.

43.            نگراني و ناراحتي از وضع دنيا ، بر مومنان حرام است.

44.     حرام است كه مردم را بي جهت از گمراهي و انحراف و گناه بترسانيم و ياس و حرمان را بر روحيات آنها حاكم كنيم  ، مگر اينكه به گونه اي روشن و يقيني ، مخالفتي با احكام خدا يا سنت پيامبر و ائمه (ع) داشته باشد.

45.     مكروه است كه به خاطر چيزي كه احتمال دارد در مسير خطا و انحراف قرار بگيرد ، تا زماني كه خطايي پيدا نشده است ، مردم را بترسانيم و فضاي دلهره پديد بياوريم. مگر در امور بسيار مهم كه احتياط بهتر است.

46.     بر مجتهدين واجب است كه فضاي بسته درك مفاهيم ديني را باز كنند و آموزه هاي فرهنگ اسلام ناب را در مقابل فرهنگ بسته متحجرانه در بين متشرعه رواج دهند.

47.     بر مجتهديم واجب است كه مردم را از انحراف و كج فهميدن دين باز بدارند و عقايد صحيح و اخلاق پسنديده و احكام ديني مورد نظر شارع و منطبق با اسلام سهله سمحه براي مردم بيان كنند.

48.            حرام است كه به خاطر برخي تنگ نظري هاي متوهم و احتمال گمراهي ، مردم را از اصل دين گريزان كنيم و با سخت گيري بي مورد ، دين اسلام را دين خشونت و غير قابل استفاده براي يك زندگي راحت و در عين حال مومنانه نشان دهيم.

احكام شخصي

49.     براي كساني كه چربي بيشتري مي خورند ، خوردن ترشي براي هضم كردن چربي مستحب است ، زيرا چربي ، خون را غليظ مي كند و خون غليظ با فشار از رگها عبور مي كند و به استطلاح انسان دچار فشان خون مي شود و سر درد مي گيرد و به رگهاي نازك مغز آسيب مي رساند ، پاره شدن يكي از رگهاي نازك مغز ، سكته را به همراه دارد.

50.     خوردن غذايي كه بيش از حد شور باشد مكروه است ، زيرا نمك هم خون را غليظ مي كند و به رگها آسيب مي رساند.

51.     درآشاميدن آب اسرافي وجود ندارد ، زيرا غلظت خون را كم مي كند و نيز سموم بدن را از طريق ادرار و عرق به بيرون هدايت مي كند ، بنا بر اين مستحب است كه آب بيشتري بياشاميم.

52.     مستحب است كه هر از چند روزي ورزش كنيم تا در اثر تند شدن ضربان قلب ، گردش خون در بدن سريعتر و بيشتر شود و همه رسوبات و چربيهاي اضافه و مانده در داخل رگها را با خود ببرد و رگهاي بدن پاكسازي شوند و از بسته شدن رگها و فشار خون و سكته جلوگيري شود.

53.     مستحب است بدانيم كه اعضاي بدن انسان از بالا تا پايين بر اساس اهميت و ارزش در زندگي مادي و معنوي اسان چيده شه اند و بر همان اساس بايد از آنها بهره برداري كنيم ، مثلا مغز و فكر و عقيده به مغز انسان مربوط مي شود كه بالاترين قسمت بدن است و اين قسمت را فقط بايد در مقابل خدا بر خاك ساييد بعد از آن چشم و گوش هستند كه ارزش استفاده از آنها يكسان است و در يك راستا قرار دارند و نيز جنس اعضاي بدن هم از بالا تا پايين كيفيتش كمتر مي شود.

54.     مستحب است بدانيم كه هرچه غذا چربتر و شيرينتر باشد ، انرژي آن بيشتر است ، بنا بر اين بايد مقدار كمتري از آن غذا بخوريم ، انرژي اضافه در بدن به چربي و مواد قندي زايد در بده ذخيره مي شود و اگر در اثر گرسنگي مصرف نشود ، مزاحم كار بدن مي شود و سلامتي را به خطر مي اندازد.

55.     مستحب است حتي الامكان يك روز در ميان به حمام برويم تا منافذ بدن باز شود و تبادل هوا بين بدن و محيط به آساني امكان پذير شود و باعث شادابي و نشاط جسم و در نتيجه روح انسان شود.

56.     مستحب است ، انسان مشغول هر كاري كه بشود ، فقط به همان كار فكر كند و ذهنش جايي ديگر مشغول نباشد.

57.     مستحب است درزمستان كه نياز به گرما و انرژي بيشتري داريم ، غذاي چربتر و در تابستان غذاي كم چربتري مصرف كنيم.

58.            مستحب است هرچه بيشتر در مصرف انرژي چه غذايي و چه غير آن صرفه جويي كنيم.

59.            تماشا كردن و نشان دادن نمايشهايي كه جز سرگرمي پيام و فايده ديگري ندارند ، مكروه است.

60.     مستحب است همواره در خط وسط جاده رانندگي كنيم و فقط براي سبقت از خط سمت چپ استفاده كنيم.

61.            توقف در جايي غير از پاركينك در جاده هاي شلوغ حرام است.

62.     مستحب است بدانيم كه هميشه نقطه عطفهاي مثبت ، در وقتي اتفاق مي افتد كه سختي روزگار به اوج خود رسيده است ، مهم اين است كه هرگز در شرايط دشوار نا اميد نشويم.

63.     مستحب است بدانيم كه امكانات و شرايط روزگار ، چه مادي و چه معنوي ، شادي و نشاط و آرامش را پديد نمي آورند ، بلكه نگاه انسان به هر پديده اي ، مي تواند اين نتايج را براي ما درست كند ، هرچند در نقطه صفر امكانات باشيم.

64.     مستحب است بدانيم كه خوراك روح ما ، افكار ماست ، اگر افكار مثبت داشته باشيم ، روح ما رشد مي كند و به صورتي مطلوب تغذيه مي شود و اگر افكار منفي به خوردش بدهيم ، دچار بيماري خواهد شد.

65.     نيكو ست كه رنگها را طوري در كنار يكديگر قرار دهيم كه چشم نواز جلوه كند  ، يعني ، قرمز در كنار سبز ، بنفش در كنار زرد و نارنجي در كنار آبي.

66.                      شادي براي امور دنيايي مكروه است .

67.       در هر مجلسي مستحب است كه احترامات بر اساس ايمان و علم و بعد سن افراد باشد ، احترامات بر اساس ثروت و مقام ظاهري مكروه است.

68.              انكار كردن و رد نمودن چيزي بدون دليل حرام است.

69.      مستحب است آنچه را كه از امور دنيايي و غير دنيايي مي خواهيم كه به دست بياوريم  ، مقدار و تاريخ بدست آوردنش را تعيين كنيم و بگونه اي از بدست آوردنش مطمئن باشيم كه گويا هم اكنون آن را بدست آورده ايم و در غير اين صورت نبايد نسبت به آن اميدوار بود.

70.      واجب است كه مديريت خانه بر عهده پدر خانوده باشد و اگر دليلي بر مخالفت با تصميمات او نباشد ، حرام است كه با او مخالفت شود. مستحب است كه مادر خانواده موقعيت مديريتي پدر خانواده را براي بچه ها حفظ كند.

71.       سپردن مديريت خانواده به مادر در فرض حضور پدر مكروه است ، مگر اينكه پدر موقتا چنين چيزي را بخواهد.

72.      دادن خمس بر هر خانواده اي واجب است و اگر پرداخت نشود ، تمام هزينه هاي زندگي مخلوط به حرام مي شود و در تربيت فرزندان و بركت و سلامت زندگي اثر منفي دارد.

73.             خوردن غذاي افرادي كه يقين داريم ، خمس نمي پردازند ، مكروه است.

74.             معامله با افرادي كه يقين داريم خمس نمي پردازند ، مكروه است.

75.      واجب است كه زكات هر نوع محصول توليدي پس از كسر كردن هزينه ها در پايان هر دوره توليدي به عنوان مال الله به مرجع تقليد پرداخت شود.

76.      در سود هر محصول توليدي ، بيست درصد آن مال الله است كه واجب است در كارهاي مخصوصي كه به نفع جامعه اسلامي است ، توسط مجتهد عادل هزينه شود.

77.     واجب است  هر انساني كه به سن تكليف برسد ، تمام دستورات آخرين دين خدا را كه توسط آخرين پيامبرش با آخرين نسخه دين( مكتب اهل بيت ع ) با هر رتبه اي كه دارد ، انجام دهد.

78.      بر همه واجب است ، با كساني كه واجبات دين را انجام نمي دهند ، مراوده و معاشرت و رفت و آمد نداشته باشند و ارتباط خانوادگي با آنها بر قرار نكنند.

79.        بر والدين واجب است كه فرزندان خود را  با هر وسيله ممكن به نماز و ديگر واجبات وادار كنند و هر نوع كوتاهي در اين مورد گناهش بر آنان نوشته مي شود.

80.             تعيين مهريه خارج از حد عرف معمول مردم  مكروه است.

81.             انجام مستحبات در حالت بي حوصلگي مكروه است.

82.     مستحب است كه انسان خاطرات روزانه اش را بنويسد و نيز مطالب مهمي كه مي شنود يا مي خواند و در دفتري ثبت كند و گاهگاهي به آن مراجعه كند.

83.      مستحب است كه انسان از فكر خودش مطالبي روي كاغذ بنويسد ، اعم از شعر يا نثر كه كسي تا كنون چنين مطلبي را نگفته باشد.

84.     مقدمات حرام در صورتي گناه محسوب مي شوند كه منجر به انجام حرام قطعي و ذي المقدمه شوند و گرنه گناه نيستند.

85.             مقدمات واجب ، واجب است و اگرچه به انجام واجب منجر نشوند ، ثواب بر آنها مترتب است.

86.            مسواك كردن يك بار در روز واجب و بعد از هر غذا مستحب است.

87.             مستحب است مسواك كردن بيش از 5 دقيقه طول بكشد.

88.             استفاده كردن از دندان براي شكستن اشياء سخت حرام است.

89.            رانندگي كردن بيش از ده ساعت در شبانه روز ، حرام است.

90.      مايوس شدن در زندگي به هر بهانه اي  ، هرچند براي يك لحظه حرام است و ادامه ياس ، اصرار بر گناه كبيره است.

91.              نماز كسي كه خمس مالش را نپردازد قبول نيست.

92.      واجب است كه انسان  از درآمد ماهيانه بعد از كسر كردن هزينه هاي متعارف ، خمس مابقي درآمدش را بپردازد.

93.      واجب است انسان بداند كه اگر خمس مالش را نپردازد ، به همان مقدار از اموالش در حوادث روزگار تلف خواهد شد بدون اينكه اموالش پاك شده باشد.

94.      هنگام رفتن به مسجد بايد لباسهاي ساده و بدون زينت را بپوشيم و زينت كردن مكروه است ، همچنانكه مستحب است خود را معطر كنيم و تميز باشيم.

95.     مستحب است انسان بداند كه هر چه درد و رنج  در دنيا بيشتر باشد و انسان جزع و فزع و بي تابي نكند و با توكل بر خدا و دانستن اين كه بلا مقدمه خير است ، صبر كند ، بر شخصيت و قدرت و اجر او افزوده مي شود.

96.      مستحب است كه با هر بدي و مشكلي كه انسان برخورد كند ، بر جنبه مثبت و خيري كه در آن وجود دارد بنگرد و توجه خود را روي بديها متمركز نكند.

97.            مستحب است هنگام راه رفتن با قامت كشيده و استوار و مصمم قدم برداشته شود.

98.      در هواي سرد پاييز و زمستان بدون كلاهي كه پيشاني و شقيقه ها را بپوشاند رفتن  به هواي آزاد جايز نيست.

99.            شنيدن آهنگي كه انسان را  به خمودگي و سكون و افسردگي فرا مي خواند ، جايز نيست.

100.        شنيدن آهنگي كه انسان را به پويايي و تحرك و نشاط فرا مي خواند نيكوست.

101.   واجب است انسان بداند كه اگر مالش را با دادن حقوق شرعي آن پاك نكند ، اين مبلغ از مالش به هرحال به صورت هزينه پزشكي ، اسراف ، ضرر مالي و ... جدا مي شود ، در صورتي كه اگر حقوق شرعي اش را مي پرداخت اين هزينه ها نبود و اموالش هم پاك مي گرديد.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.  سخن گفتن و انجام هر گونه عملي براي اينكه عريضه خالي نباشد و چيزي گفته باشيم ، بدون قصد و هدف مشخص حرام است.

3.  واجب است كه يك نوع كالا در بازار يك شهر ، قيمتي واحد داشته باشد و تخلف از آن حرام است ، قيمت را نمايندگان آن صنف و نماينده حاكميت و نماينده مردم تعيين مي كند.

4.  تكرار سخنان ، براي كساني كه فايده اي براي آنها ندارد يا فايده اش اندك است ، اگر باعث تضييع وقت آنان شود حرام است.

5.  اظهار نظر و ابراز وجود و تاليف اثر و پديد آوردن اثر هنري و هر نوع كاري ، به قصد معروف شدن و رسيدن به موقعيت مادي و معنوي كه در بين ديگران شاخص شود و روي ديگران را كم كند ، حرام است.

6.     خلق آثار هنري به دستور و بخشنامه حاكميت ، مكروه است.

7.  بهره برداري از امكانات عمومي و شخصيتهاي شاخص اجتماع براي تاييد و تقويت حاكم ، حرام است ، زيرا هدف تاييد حاكم نيست ، بلكه هدف حكومت بايد تاييد مردم و خدمت رساني به آنها باشد.

8.  واجب است كه هر انساني ، در هر كجايي كه خطايي مشاهده كرد ، بويژه از كارگزاران ، فرياد بر آورد و مانع شود و هيچ كس حق برخورد با او را ندارد ، هرچند در تشخيص مورد دچار اشتباه شده باشد ، معذور است.

9.  واجب است كه فروشنده ، خوبي ها و بدي هاي كالاي خود را به خريدار بگويد و هيچ چيزي را فرو گذار نكند و اضافه از ويژگي هاي كالا هم نگويد.

10.            مهرباني كردن و احترام به والدين و خويشاوندان و نيز ديگران ، به خاطر امور دنيايي ، مكروه است.

11.            گفتن سخنان مايوس كننده و ترس آور حرام است.

12.     مسحب است كه هر اتفاق و پديده اي را با ديد مثبت بنگريم و به جنبه منفي آن توجه نكنيم و به درمان آن به عنوان امري مثبت نگاه كنيم.

13.     واجب است به عرض عمر خود بيش از طول آن توجه كنيم كه لحظاتمان پر بار باشد ، هرچند كم ، زيرا طول عمر بي حاصل ، جز درد سر و زحمت چيزي ندارد.

14.     مستحب است كه انسان هر چند وقتي به مناطق فقير نشين برود و با آنها زندگي كند و همدم و مصاحب آنها باشد و خود را با ظاهرشان انطباق دهد.

15.             

16.            انجام هر كاري در رانندگي به قصد اذيت كردن رانندگان ديگر ، بي جهت ، حرام است.

17.            مستحب است كه ماشين خود را هر فصل يك بار براي بازديد فني به مكانيكي ببريم و معايب آن را بر طرف بكنيم.

18.     رانندگي كردن بدون گواهينامه رانندگي حرام است ، مگر اينكه مهارت فرد توسط راننده اي خبره تاييد شود.

19.             واجب است كه اذان از بلندگوهاي مساجد در هر سه نوبت صبح و ظهر و مغرب پخش شود.

20.            پخش شدن سخنراني مراسم عادي از بلندگوهاي مساجد حرام است.

21.            تزيينات مسجد مكروه است.

22.            حرام است ، انسان به جايي برود كه مي داند به او توهين مي شود.

23.     ايجاد فضاي ترس يا رو در بايستي يا امنيتي و پليسي و هر نوع محدوديتي ديگر ، از طرف مديران بالا تا پايين جامعه براي مردم حرام است و مردم در چارچوب قانون اساسي و قانون عادي و شرع مطلقا آزادند و در مقابل هيچ مقامي ديگر مسئول و بدهكار نيستند.

24.            حرام است كه حاكميت ، مقابله با مديران جامعه را ، هرچند بالاترين مقام ، مقابله با كل نظام تفسير كند.

25.     حرام است كه حتي يك نفر از اينكه اظهار نظرش برايش از طرف كارگزاران دردسر ساز شود ، نگران باشد ، هم بر خود و هم بر كارگزاران كه چنين وضعيتي پديد آورند.

26.     واجب است كه حرمت انسان ، در تمام موارد اجتماع ، بالاترين حرمت باشد و فرد هرچه ضعيفتر بايد حرمتش بيشتر رعايت شود.

27.     واجب است كه همواره كارگزاران ، خود را بدهكار مردم بدانند و مردم خود را طلبكار كارگزاران بدانند و بر كارگزاران حرام است كه شان حاكم و آقا بالاسر براي خود قائل باشند.

28.     اقدام در جهت اصلاح امور جامعه در هر جهتي واجب است و در عين حال ، انجام دادن اين كارها براي اهداف مادي و شهرت دنيايي ، حرام است ، اما به هر حال اهداف شخصي براي اين امور مهم نيست و بايد در اين جهت اقدام نمود ، هرچند فردي از اين كارها ، اهداف دنيايي را مد نظر داشته باشد كه ضررش تنها به خودش مي رسد.

29.            ضعف نفسي كه انسان به خاطر تصور يك مزيت  در خود ، احساس برتري و علو كند ، حرام است.

30.            ضعف نفسي كه باعث مي شود انسان به دنبال مريدبازي و جلب افراد تابع خود بگردد ، حرام است.

31.     واجب است كه انسان ضعف نفس خود را به گونه اي از بين ببرد كه اگر همه مردم دنيا هم به او پشت كنند و تنهاي تنها بماند ، احساس غربت و كمبود و ياس نكند.

32.     حرام است كه همگام شنيدن يا گفتن كلماتي كه معاني مشترك بين مثبت و منفي دارند يا ديدن اشيائي كه انسان رابه ياد چيزهاي منفي مي اندازند ، به جنبه منفي آن توجه كند.

33.            استفاده بهينه نكردن از هر چيزي حرام است.

34.            ترجيح دادن كارگزاران حكومتي در هر چيزي بر مردم ، هرچند يك نفر حرام است.

35.            اتخاذ تدابير شديد امنيتي و راه اندازي كاروانهاي استقبال و بدرقه از كارگزاران حكومتي حرام است.

36.     واجب است كه تخلفات كارگزاران حكومتي ، بويژه آنان كه داراي قدرت بيشتري هستند ، با اشد مجازات و در اسرع وقت و در ملاء عام كيفر داده شود.

37.     هر كارگزاري واجب است كه در وهله اول در برابر مردم احساس مسئوليت كند و در وهله بعد در مقابل مافوق خود و اين مسئله بايد به فرهنگ تبديل شود.

38.     هر فردي كه با حقوق بيت المال ارتزاق مي كند و يا با نظر و خواست و براي مردم رياست مي كند ، بدهكار مردم است و واجب است كه بدهكارانه با كوچكترين فرد مردم معاشرت كند.

39.            اداره كردن يك مجتمع با روش باري به هرجهت و بدون برنامه منظم و مفيد حرام است.

40.            بر مدير يك مجتمع واجب است كه فضاي شجاعت و انتقاد و آزادگي بر محيط مديريتي خود بر قرار سازد.

41.     در هر محيطي ، احساس كوچكترين نا امني شغلي و آبرويي و ... بر مدير آن واحد و نيز بر كاركنان آن حرام است.

42.     تقسيم بندي مسئوليتهاي يك دستگاه حكومتي و هر واحد كاري ، جز بر اساس لياقت و كارآيي و شجاعت و تخصص ، حرام است.

43.            حرام است كه انسان مظلوميت را تحمل كند ، مگر به دليل قانع كننده و غير مبهم.

44.            تكروي و خودرايي فقط به دليل كم نياوردن در مقابل ديگران ، بويژه در امور ديني ، حرام است.

45.     عدم اعتراف به نقاط مثبت ديگران به اين دليل كه مغرور مي شوند و يا از روي حسادت ، حرام است ، زيرا نقاط مثبت عزت آفرينند و نه غرور ، غرور فريب است كه در اينجا بي معناست.

46.     از بين بردن آزادگي و شجاعت ديگران حرام است ، همچنان نشان دادن تبعيت بي چون و چرا و از روي ترس يا طمع هم حرام است.

47.     بر حاكم و ديگر كارگزاران حرام است كه حتي يك نفر از افراد تحت حاكميت آنان بدون دليل بر جان ومال و آبروي خود از آنها يا از ديگر افراد جامعه بترسد.

48.     بر حاكم جامعه اسلامي واجب است كه هر از چند گاهي در انظار عمومي حاضر شود و ارادت و دوستي و نوكري خود را به مردم اعلام كند و با اظهار كوچكي شكوه و جبروت طبيعي حاكميت را از دل آنان بزدايد و مردم احساس كنند كه نه تنها فرقي بين آنها و حاكم نيست ، بلكه او منت دار و بدهكار آنان است و در اين صورت ، مردم حمايت بيشتر و خالصتري از حاكم خواهند كرد.

49.     اتخاذ تصميماتي از طرف حاكميت و كارگزاران كه مردم را به زحمت مي اندازد حرام است و نبايد با مردم مانند بچه صغير برخورد كرد و از طرف او تصميم گرفت ، ملت ارباب و حاكميت نوكر است و هر كاري كه نوكر انجام مي دهد با با خواست ارباب انجام شود.

50.            حضور افراد متكبر و خودبين در حاكميت ، هرچند پستهاي كوچك حرام است.

51.      بر هر انسان مومني واجب است كه معارف دينش ، شامل عقايد ، اخلاق و احكام عملي را با يك مجتهد هماهنگ و بروز كند و به يافته هاي ديني و معرفتي خودش هم زماني مي تواند عمل كند كه به نظر مجتهد رسانده باشد و گرنه تنها در صورتي عقايد و اخلاق و اعمالش ثواب دارد و به وظيفه خود عمل كرده است كه با واقع اصابت كرده باشد و در غير اين صورت معذور هم نيست و اعمالش باطل مي باشد ، اما رجوع به مجتهد ، هرچند به واقع اصابت نكند ثواب دارد و اعمال هم مورد قبول مي باشد.

52.     يك نفر مي تواند به چند مجتهد در مسايل گوناگون مراجعه كند و نمي تواند در يك مسئله به چند مجتهد مراجعه كند و چند جور عمل نمايد.

53.     بر كسي كه خود مجتهد نيست ، واجب است رجوع به مجتهد ، زيرا مجتهد احكام شرعي را با توجه به ادله شرعي كه زيربناي آن قرآن و احاديث است و شارع مقدس مجتهد را معذور از خطا دانسته است اجتهاد مي كند و بدون اجتهاد ، هيچ عذري براي مكلف در صورت اصابت نكردن به واقع وجود ندارد.

54.     تا اختلاف معتنابهي بين مجتهدين سابق و مجتهدين كنوني در احكام و معارف پيدا نشده است ، لازم نيست به مجتهدين كنوني مراجعه كنيم ، اما اگر اختلاف نظر مهم بلاشد و حكمي عوض شود ، بايد به مجتهدين زنده رجوع كرد.

55.     دختران با ديدن اولين عادت ماهانه و پسران با ديدن اولين علائم بلوغ ، مكلف مي شوند و بايد براي عقايد و اخلاق و اعمال خود به مجتهد مراجعه كنند و بر آنها واجب است كه اعمال عبادي و ديگر تكاليف را انجام دهند.

56.     مستحب است كه هر مجتهدي در يك موضوع به اجتهاد و تخصص بپردازد و مردم هم به مجتهدي كه در رشته اي متخصص تر است رجوع كنند.

57.     مستحب است مجتهد تنها در يكي از رشته هاي سه گانه دين  كه عبارتند از : عقايد ، اخلاق و احكام متخصص شود ، نه در دو رشته يا سه رشته.

58.     مستحب است كه همه انسانها مجتهد شوند و با توجه به منابع اجتهاد بتوانند رد فرع بر اصل كنند ، در اين صورت حرام است كه به مجتهد ديگري رجوع كنند و خودشان مي توانند به اجتهاد خود عمل كنند.

59.     مستحب است  كه انسان هر از چند سالي از نظرات مجتهد خود آگاه شود و در صورت تغيير يافتن ، نظر جديد را عمل كند.

60.     مستحب است همچنانكه انسان در امور ديني اش به مجتهد مراجعه مي كند در امور دنيايي هم به مجتهد و متخصص آن رشته مراجعه كند.

61.     در صورت رجوع به مجتهد ديني و خطا بودن نظر مجتهد ، گناهي براي انسان  و نيز براي مجتهد نوشته نمي شود ، در صورت خطا بودن نظر مجتهد امور دنيايي ، عقل هم اين دو را معذور مي داند.

62.      واجب است كه امور دنيايي را با امور ديني مقايسه نكنيم ، زيرا هر انساني با عقل خود مي تواند به امور دنيايي سر و سامان بدهد و زندگي دنيايي محدود است و هر طور بگذرد خوشيها و تلخيهاي آن فراموش مي شود ، بر خلاف امور ديني كه تا بينهايت ادامه خواهد داشت ، بنا بر اين اهميت رجوع به مجتهد در امور ديني ، مسئله اي خطير است.

63.            تعويض مجتهد ، در صورتي كه به اعلم بودن و برتري مجتهد دوم پي ببريم ، جايز است.

64.     اگر تا كنون كسي نمي دانسته است كه بايد به مجتهد رجوع كند ، اعمال قبلي اش صحيح است ، اما از اين به بعد واجب است كه در مسايل ديني اش به مجتهد رجوع كند و گرنه در صورت عدم اصابت اعمالش با واقع ، اعمالش باطل است.

65.            مكروه است كه حاكميت مجتهدين را براي مردم معرفي كند.

66.     براي شناختن مجتهد جهت رجوع به او در مسايل ديني ، مي توان مستقيم تحقيق كنيم و او را بشناسيم يا اينكه افراد مورد اعتماد به ما معرفي كنند.

67.            واجب است كه مجتهد علاوه بر گذراندن دوره اجتهاد حوزه ، حد اقل سه دوره خارج عقايد و اخلاق و احكام عملي را گذرانده باشد.

68.            واجب است كه همه كارگزاران ، براي ادره جامعه ، مبناي ديني و نظام آموزشي آن را متكي بر وحي است در همه مراودات داخلي و خارجي به كار بگيرند و نه فرهنگ مبتني بر عقل صرف غربي و شرقي را.

69.     بر مجتهدان حوزه واجب است كه فرهنگ اداري ، سياسي ، اقتصادي ، روابط بين الملل و ... را بر اساس فرهنگ وحي استنباط و تودين و تبويب كنند ، همچنانكه كه بر كارگزاران واجب است فرهنگ غرب و شرق در اين امور را از جامعه و روابط آن بزدايند.

70.     خودباختگي در مقابل فرهنگ غربي و شرقي و استفاده از فرهنگ اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و ... آنها حرام است ، همچنانكه بر مجتهدين واجب است كه در اسرع وقت ، فرهنگ جايگزين وحي را به جاي فرهنگ بيگانه در اختيار كارگزاران قرار دهند.

71.            هجرت كردن به بلاد كفر و سكونت در آنجا به قصد گسترش اسلام ناب ، مستحب است.

72.     رجوع كردن به مجتهديني كه درجه خلوص عقيده و كرامت اخلاق بيشتري دارند و در بند خود و مقام و مريد نيستند ، واجب است ، همچنانكه مراجعه به مجتهد خودبين و مردم را كوچك بين ، حرام است.

73.            رجوع كردن به مجتهدي كه حرص بر مال و مقام و موقعيت و شهرت و ابراز وجود دارد ، حرام است.

74.     رجوع كردن به مجتهدي واجب است كه ديدنش ، واقعا انسان را به ياد خدا مي اندازد و از تظاهر و خودنمايي بدور باشد.

75.     رجوع كردن به مجتهدي كه به ظواهر خود بيش از حد مي رسد و مقيد است كه داراي ظاهري با شكوه و جبروت باشد ، مكروه است.

76.     رجوع كردن به مجتهدي به خاطر داشتن مريد زياد و يا به خاطر داشتن امكانات زياد مكروه است ، مگر اينكه واقعا انسان به شناخت ، از راهي جز اينها برسد كه آن مجتهد را برگزيند.

77.     مجتهدي كه با زياد شدن مريدانش ، وضع روحي و ظاهري و مادي اش عوض شود ، حرام است كه بر فرا گيري دين از او باقي بمانيم.

78.                ماندن بر مجتهدي كه خطايي از او ديده شود و ثابت گردد ، حرام است.

79.     واجب است كه حوزه علميه ، مساجد را به عنوان پايگاه فعاليت و معرفي و نشر دين قرار دهد و امامان جماعت حد اقل در رتبه اجتهاد باشند.

80.     واجب است كه امامان جمعه و جماعت از نظر مالي فقط از طريق حوزه علميه قم تامين شوند تا آزادگي كامل براي هدايت و نظارت بر مردم و حاكميت داشته باشند.

81.            دخالت مستقيم يا غير مستقيم نيروهاي مسلح در امور سياسي و بويژه انتخابات حرام است.

82.     پس از طي كردن دوره ده ساله حوزه ، بر طلبه حرام است كه در قم بماند ، مگر به تدريس يا تحقيق و يا كاري ديگر مفيد و مرتبط با حوزه مشغول باشد.

83.     بر مردم حفظ حرمت روحاني به عنوان جانشين پيامبر (ص) و امام معصوم(ص) واجب است و بي اعتنايي كردن به او حرام است.

84.     بر روحاني واجب است كه همه مردم را مانند بستگان درجه يك خود بداند و پناه آنان باشد ، فارغ از همه تمايزات.

85.            بر روحاني حرام است كه سطح زندگي او از سطح زندگي متوسط مردم بالاتر باشد.

86.       بر مردم واجب است كه در امر تبليغ دين و كارهاي مذهبي مددكار و ياور روحاني باشند و خود را در ثواب آن كار شريك بدانند.

87.            بر مردم واجب است كه در هر كجا و همواره حرمت و احترام روحاني را به عنوان نماينده دين نگهدارند.

88.            بر روحاني حرام است كه از احترام مردم به نفع شخصي خود سوء استفاده كند.

89.     بر روحاني يك مسجد واجب است كه با همه اهالي محل و بويژه مسجدي هاي خود ، مراوده و معاشرت داشته باشد و از احوال و مشكلات آنان مطلع باشد و براي حل مشكلات چاره جويي كند.

90.            مكروه كه روحاني به جز يك وظيفه اصلي ، كار ديگري داشته باشد تا بتواند به صورتي كامل به آن برسد.

91.     بر روحاني مسجد واجب است كه از نيروهاي مردمي مسجد براي بالا بردن سطع اطلاعات و تجربه مردم به نحو مقتضي استفاده كند تا هم مشاركت مردم رادر امور اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و ... را جلب كرده باشد و هم برنامه هاي مسجد پر بارتر شده باشند.

92.     واجب است كه درب مساجد همواره باز باشد تا بتواند خدمات عمومي خود را به مردم ارائه كند و نيز اتاقي با تجهيرات كامل براي افراد غريب و در راه ماندگان كه بتوانند حداكثر دو سه روزي در آنجا بمانند.

93.     واجب است مسئولين مسجد ، از نظر اخلاقي و مديريت ، بهترين افراد باشند تا باعث جلب مردم به دين شوند نه اينكه مردم را از دين فراري بدهند.

94.            واجب است كه مردم حد اقل در هر روز ، يك ساعت ، وقت خود را در مسجد بگذرانند.

95.     واجب است كه امام جماعت و مسئولين مسجد ، همه نوع امكانات مورد نياز فرهنگي و پذيرايي ساده را در مسجد ايجاد كنند تا مردم رغبت رفتن به مسجد را پيدا كنند.

96.     واجب است ، علاوه بر شبستان مسجد كه براي نماز استفاده مي شود ، محلي هم براي گعده و بحث آماده شود كه همانند آلاچيق براي تبادل نظر و ديدار از آن استفاده گردد و امكانات پذيرايي عمومي و متناسب هم در نظر گرفته شود.

97.     واجب است كه هر مسجدي ، بخشي از فضاي خود را به كتابخانه و سالن مطالعه اختصاص دهد و از كتابهاي مفيد و جديد و نيز روزنامه ها و مجلات روز جهت استفاده عموم بهره گيرد.

98.     واجب است كه امام جماعت و مسئولين مسجد ، براي هر ماه ، برنامه مشخص داشته باشند و از مردم براي برنامه ها نظر خواهي كنند و جلسات عمومي در اين زمينه داشته باشند.

99.     بر صدا و سيما ، حرام است كه از يك ربع قبل از اذان تا يك ساعت بعد از اذان ، برنامه جالب و پر بيننده داشته باشد و بايد اين مسئله را به اطلاع عموم برساند و مردم را به رفتن به مسجد تشويق كند.

100.   واجب است كه مسجد ، جايگاهي براي معرفي افراد و ابراز شخصيتها و رشد و پرورش دهنده افراد باشد ، بنا بر اين هر از گاهي يكي از افراد محل را با زبان خود معرفي و نظرات مختلف او را پيرامون مسايل مختلف باز گو مي كند.

101.   واجب است كه مسئولين مسجد با مديريت و نظر امام جماعت ، برنامه هاي متنوع مسابقه ، سخنراني و خواندن مقاله و ... در جهت رغبت بيشتر مردم و جوانان ترتيب بدهند.

102.   واجب است كه در بخشي از حياط يا سالنهاي مسجد ، محلي براي قرار دادن بريده مطبوعات و اخبار مهم در نظر گذاشته شود و محلي هم براي چسباندن اطلاعيه هاي مخصوص مسجد و ملي هم براي چسباندن روزنامه ديواري جوانان مسجد.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.     حد اقل ماهي يك بار شركت در مراسم دعا ، واجب است.

3.     حد اقل سالي يك بار ، خواندن نماز نافله شب ، واجب است.

4.     حداقل سالي يك بار ، خواندن نوافل يك روز تمام واجب است.

5.  براي همسايگان مسجد تا فاصله 250متري ، خواندن نماز به جماعت در آن مسجد در حالتهاي عادي واجب است.

6.   دادن صدقه و كمك مالي ، علاوه بر خمس و زكات ، در هر هفته حد اقل يك بار ، هر چند اندك باشد ، واجب است.

7.  حرام است كه توانايي كمك مالي داشته باشيم و كسي كه مستحق است از ما كمك بخواهد و كمكش نكنيم ، هرچند اندك.

8.     توجه به مريد و مريدبازي و دست و پا زدن براي اينكه افراد بيشتري مريد انسان شوند ، حرام است.

9.  جلب مريد براي خود يا افراد ديگر به هر قصدي كه باشد ، حرام است ، مگر اينكه فقط زمينه را براي افراد آماده كنيم تا خود به شناخت حقيقت راه پيدا كنند.

10.     حرام است به گونه اي رفتار و سلوك داشته باشيم كه مردم خيال كنند ، انسان عارف و مبهمي هستيم و براي خود ، شان مافوق بشري درست كنيم و دكاني براي صيد قلوب بندگان خدا.

11.     واجب است كه همانند مردم عادي رفت و آمد و معاشرت داشته باشيم و بدون دليل حرام است كه از اسكورت و افراد پس و پيش و محافظ و راننده و ... استفاده كنيم.

12.     حرام است كه در جامعه مقام و منصب و جايگاههاي خاص ، حتي معنوي را به گونه اي پر ابهت و جلال و شكوه نشان بدهيم كه مردم حسرت آن را بخورند ، بلكه بايد شان اين مقامات را تنزل داد كه هيچ كس حسرت به دل از اين مقامات دنيايي زودگذر و بي ارزش و بلكه خطرناك نداشته باشد.

13.     بر مسئول يك اجتماع ، كوچك يا بزرگ ، حرام است كه فضاي جامعه را به گونه اي مسموم كرده باشد كه افراد در رده هاي مختلف احساس بالا و پايين بودن بكنند و معيار و ارزش درجه و مقام و منصب بر درجه و اعتبار انسانيت و تقوا برتري داشته باشد.

14.     حرام است كه كسي در محيط جامعه يا محل كار خود ، به خاطر مقام و مسند و مسئوليت دنيايي و چه درجات تقوا و معنويت بر ديگري ، هرچند پايين ترين درج ، احساس افتخار و برتري جويي بكند.

15.     بر مردم حرام است با افرادي كه به خاطر درجه و مقام و جايگاه خود بر مردم برتري جويي و خودبيني كنند ، همكاري و پشتيباني كنند.

16.     بر كساني كه در موقعيت رهبري و هدايت جامعه هستند ، حرام است كه مظاهر ناهنجار مادي و معنوي در زندگي آنان و نزديكانشان ديده شود.

17.            انجام كارهاي اقتصادي بر عالمان ديني حرام است.

18.     انجام كارهاي عادي زندگي ، مانند خريد و مراجعه به مراكز ديگر براي امور شخصي و خانوادگي بر عالمان ديني مباشرتا مستحب است.

19.            رفت و آمد و معاشرت با كسي كه ارزش و حرمت انسان را نمي داند ، حرام است.

20.     نظر سنجي بدون اطلاع از ادارات و سازمانهاي خصوصي و عمومي و كنترل كردن رفتار كارگزاران حكومت حدا قل هر شش ماه يك بار به صورت نامحسوس ، واجب است.

21.            نشست و برخاست  با فقيران و مسكينان مستحب است.

22.            مستحب است از معروف شدن دوري كنيم.

23.            بي اهميتي به سرنوشت خود و مردم حرام است

24.            رساندن صحيح پيام صلح و دوستي اسلام به همه مردم جهان بدون خشونت و خونريزي واجب است.

25.     منتسب كردن تعاليم و معلوماتي كه ربطي به اسلام ندارد و ساخته و پرداخته ذهن افراد يا گذشتگان است به اسلام حرام است.

26.     استفاده كردن از شيوه هاي بيان و استدلالي كه در قرآن و سخنان معصومين به كار رفته است واجب است.

27.     استفاده ابزاري از دين و مقدسات براي حل كردن امور روز مره خود ، بويژه توسط مسئولين نظام حرام است.

28.            استفاده از افرادي كه در فهم ديني فاقد نوآوري و ابتكار صحيح و موثر هستند براي تبليغ دين مكروه است.

29.     ايجاد فضايي خيالي و مصنوعي براي خود و تخيل برتري بر ديگران به واسطه موقعيت نسبي و مقام علمي و اجتماعي و سياسي و ... حرام است.

30.             اقدام نكردن به  يك امر مقدس و مهم به خاطر احتمال خطا كردن و يا عدم توفيق حرام است.

31.            واجب است اقدام كردن براي انجام امور مهم ، هرجند احتمال پيروزي در آن صفر باشد.

32.            دوري گزيدن از اقدام براي اصلاح امور به خاطر ياس و احتمال عدم توفيق حرام است.

33.     ايجاد فضايي براي ديگران كه خود را به خاطر نسب و مقام و ثروت و علم  برتر از ما و ديگران بدانند ، حرام است.

34.            احساس كوچكي و خودكم بيني در مقابل ديگران ، به خاطر نسب و علم و مقام و ثروتشان حرام است.

35.            برخوردهاي تصنعي كردن براي حفظ جايگاه نزد ديگران حرام است.

36.     رفتار و معاشرت دو يا چند گانه با افراد داشتن ، بدون دليل مشخص ، صرفا به خاطر موقعيت اجتماعي ،  سياسي ، مالي و ... حرام است.

37.            جو گير شدن و ابراز احساسات خارج از قاعده منطقي مكروه است.

38.            جوگير شدن انسان به مدت طولاني با وضعيتي خاص و تصنعي حرام است.

39.     واجب است در هر كار خير و مثبتي كه انسان وارد شود ، بدست آوردن تمام و آخر آن كار خير را مد نظر داشته باشد و به كمي از آن اكتفا نكند.

40.             حرام است كه ديگران را بي جهت بپيچانيم و اذيت كنيم.

41.     واجب است كه در نظر همه انسانها ، فردي مثبت و  خيرخواه جلوه كنيم  و حرام است كه اين كار را براي رسيدن به امور دنيايي و نفساني انجام دهيم .

42.            نشست و برخاست با افراد منفي باف مكروه است.

43.            ايجاد موقعيت تصنعي و كلاس گذاشتن براي افراد ديگر حرام است.

44.     واجب است ، افرادي كه مي خواهند از آب گل آلود ماهي بگيرند ، در هر زمينه اي ، آنها را  در اولين فرصت و با مناسبترين وسيله افشا كنيم.

45.            بد بيني به افراد حرام است و تا به بدي آنها يقين نكرده ايم ، واجب است كه شخصيت آنها را حفظ كنيم.

46.     حرام است كه از زير بار تعهد و مسئوليت خود شانه خالي كنيم و مسئول همه عواقب مادي و معنوي آن خواهيم بود.

47.            گوشه و كنايه زدن به افراد قبل از ثابت شدن جرمشان حرام است.

48.            واجب است ، اگر به كسي در غيابش ضرري رسانديم  ، او را بيابيم و ضرر مذكور را جبران كنيم.

49.            انجام عبادات واجب و مستحب براي رقابت با ديگران حرام و باطل است.

50.            بيكاري و اهمال كاري و تنبلي و احساس ياس و تفكر در بديها و افسردگي حرام است.

51.            استفاده كردن از تفكر در امور مثبت و شاديها و پيروزيها و  سعادت دنيوي و اخروي مستحب است.

52.     مستحب است كه هر از چند گاهي نقشه و مسير يك زندگي مرفه دنيايي و آخرتي و انجام همه خوبيها و دوري از همه بديها را تا آخر عمر و حتي بعد از مرگ در ذهن خود ترسيم كند و بر خوبيهاي آن بيفزايد و از بديهاي آن بكاهد.

53.            در فكر قهرمان و شاخص شدن بودن و نيز قهرمان پروري حرام است.

54.            آموختن و رعايت آداب اجتماعي و عقلايي مفيد و مستحسن ملل ديگر مستحب است.

55.     ايجاد فرصتهاي شغلي و ديگر امكانات زندگي مادي و معنوي براي همه شهروندان كشور ، بدون كوچكترين مورد تبعيض بر حاكميت واجب است.

56.            ايجاد نظام نرخ ثابت براي همه كالاها ، در همه كشور بر حاكميت واجب است.

57.            دخالت دادن گرايش سياسي در انتخاب مديران مياني كشور حرام است.

58.     واجب است كه تنها ملاك انتخاب مديران مياني و عملياتي كشور قدرت مديريت و علم و ابتكار تخصصي آنان باشد و نه چيز ديگر ، البته بعد از ملاكات استاندارد نظام.

59.     دادن هر گونه امتياز خاص براي مديران و مسئولان حكومتي جز حقوق و هزينه هاي قابل قبول آن مقام حرام است.

60.     جهت دادن بودجه توسط مسئولان ، به گونه اي كه بهره بيشتري نصيب خود و همفكران و بستگان مسئول مربوطه شود ، حرام است.

61.            مسامحه و  همراهي با افراد به اميد اينكه در آينده به او مسئوليتي بسپارند مكروه است.

62.             

63.     مجامله و لاپوشاني و تسامح و ناديده گرفتن اشكالات شخصي و مديريتي رهبر از طرف نخبگان جامعه بويژه معاريف روحاني حرام است.

64.     هرچند عمل به قانون اساسي و قانونهاي عادي كشور واجب است ، اما در اموري كه اخلالي در نظم مملكت ايجاد نمي كنند ، بايد مطابق فتواي جديد مجتهد عمل كرد ، هرچند خلاف قانون مذكور باشد.

65.     واجب است با هر وسيله ممكن نظرات و فتاواي مجتهد خود را در باره امور مملكتي به سمع و نظر مسئولان مملكت برسانيم و خواهان تغيير قوانين در مواردي باشيم كه خلاف راي و فتواي مجتهد است ، هرچند در مواردي كه اخلال نظام پيش مي آيد بايد به همان قانون مملكت عمل كرد.

66.     بر مسئولان نظام واجب است كه راي و فتواي مجتهد را در قانونگذاري و اجرا رعايت نمايند و عمل كردن بر خلاف آن حرام است.

67.     بر حاكميت واجب است كه حتي الامكان در قانونگذاري و اجرا ، حد مشترك نظرات مجتهدين را عمل كند و عمل بر خلاف نظر اكثريت مجتهدين حرام است.

68.     مجتهد جامع الشرايط كسي است كه از نظر فتوا و ابراز نظر هم جامع الاطراف باشد و در مورد همه امور دنيايي و آخرتي فتواي مشخص و مطابق با واقعيت جامعه و منطبق بر احكام و دلالات دين داده باشد.

69.     بر مردم واجب است به مجتهدي مراجعه كنند كه براي همه امور زندگي دنيا و آخرت ، فتواي قابل قبول و كارشناسي شده داشته باشد.

70.     واجب است احكام ثابت و مشخص عبادي و غيره را در مجموعه اي جداگانه و ثابت همانند مفاتيح الجنان گردآوري شود و به عنوان احكام اساسي در اختيار مردم قرار داده شود و در رساله ها احكام روزمره و مبتلابه جامعه و نظرات جديد مجتهدان مطرح گردد.      

71.     بر حوزه واجب است كه مجمعهايي ويژه براي بررسي و كنكاش در موضوعات مختلف و مبتلابه جامعه تشكيل دهد و نظرات جامع الاطراف مجتهدين را جمع آوري و به بحث بگذارد و به مسئولان جهت اجرا و كار روي آنها ابلاغ كند.

72.     واجب است كه نگاه حوزه و مجتهدين ابتدا به مردم و بعد به نظام باشد ، زيرا نظام براي مردم است و نه مردم براي نظام ، بنا بر اين حرام است كه مصلحت مردم را هرجند يك نفر را فداي مصلحت نظام كنند.

73.     اگر حفظ نظام و حكومت واجب است هدايت و سرنوشت انسان واجب موكد است زيرا نظام بدون مردم معنا ندارد و حكومت ، هدف انبياء نبوده است و هدف آنها هدايت انسان است.  

74.     بزرگترين خطا آن است كه فكر كنيم همه را در پاي حكومت بايد قرباني كنيم ، در صورتي كه حكومت جز وسيله اي براي هدايت نيست و حرام است ذي المقدمه را فداي مقدمه كنيم و نغض غرضي آشكار است.

75.     حرام است كه بي كفايتي مسئولان را در پشت توهم ترس از فرو پاشي نظام و خطر احتمالي دشمنان پنهان كنيم ، زيرا بي اعتمادي مردم به مسئولان بسيار شكننده تر از خطر دشمنان است.

76.     رهبر به گونه اي غير مستقيم از طرف مردم انتخاب مي شود و بنا بر اين در برابر تك تك آحاد ملت مسئول است ، زيرا مردم بزرگترين امانت خدايي خود را يعني اختيار خود را در زمينه حكومتداري به او براي مدتي تفويض كرده اند و واجب است كه به همه سوالات افراد و گروهها در مقابل اين اختيار تفويضي شان پاسخ قانع كننده بدهد و گرنه حرام است كه از اختيارات آنها در جهت دلخواه خود بدون رضايت آنها استفاده كند.

77.     واجب است كه مشخص باشد كه رهبر به عنوان منتخب با واسطه مردم ، چند سال بايد از اختيار مردم استفاده كند و در چه مواردي بايد استفاده كند ، اگر اين موارد مشخص نباشد ، تصرف در اختيار مردم حرام است.

78.     درست كردن رسم غير قانوني و قانون نانوشته براي خود و عرف بي اساس براي امور مملكتي در گزينش مديران و ديگر امور ، حرام است. واجب است ، فقط مطابق قانون مدون و مشخص عمل شود و دخالت هر مقامي در امور مملكت ، خارج از اين محدوده حرام است.

79.     به دست آوردن اعتماد به نفس در زندگي واجب است ، به گونه اي كه هرگز انسان احساس كوچكي و غربت و خودكم بيني نكند و حتي بدون دوست هم به زندگي عادي خود ادامه دهد.

80.             

81.     واجب است ، كساني كه دچار ضعف نفس هستند ، كمكشان كنيم تا اعتماد به نفس پيدا كنند و از خطاهاي غير عمدي آنها به راحتي بگذريم تا بتوانند اعتماد به نفس را تجربه كنند.

82.              تبليغ كردن براي كالا در كوچه و خيابان با بلندگو حرام است.

83.            مدراز كردن پا در حضور ديگران مكروه است.

84.            مستحب است در هنگام اشاره كردن به ديگران با همه دست اشاره كنيم نه با انگشت.

85.     مكروه است در حالي كه ديگران را نمي بينيم يا فاصله آنها از ما زياد است ، با صداي بلند ، آنها را صدا بزنيم.

86.     در هنگام وارد شدن به مكاني ، مستحب است كه سه بار يا الله بگوييم و ساكنان آن را از آمدنمان آگاه كنيم ، اگر اجازه دادند ، وارد شويم و گرنه بر گرديم.

87.            واجب است بيش از آنكه به فكر عيبهاي ديگران باشد ، به فكر اصلاح عيوب خود باشد.

88.     واجب است در مقابل كساني كه از ضعف انسان ، سوء استفاده مي كنند ، قوي و محكم باشيم ، اما ظلم نكنيم.

89.     واجب است بدانيم كه اگر شخص خود را دوست داشته باشيم ، ديگران نسبت به ما تنفر پيدا خواهند كرد و اگر ديگران را دوست داشته باشيم ، آنها هم ما را دوست خواهند داشت.

90.     واجب است بدانيم ، مردم درباره انسان زماني قضاوت مي كنند كه چيزي بگوييم و سخنان ما را بسنجند ، تا سخن نگفته باشيم ، درباره ما قضاوتي ندارند.

91.            مستحب است كه زن خود را يك پله از خود كمتر و دوست را يك پله از خود بالاتر انتخاب كنيم.

92.            مكروه است كه از دوستي دوستان سوء استفاده شود.

93.            مستحب است جستجو كنيم و دوستان واقعي را پيدا كنيم و با آنا معاشرت داشته باشيم.

94.     واجب است بدانيم كه محبت كردن و احترام گذاشتن ، نه تنها ارزش انسان را كم نمي كند ، بلكه بر آن مي افزايد.

95.     مستحب است هنگام نگاه كردن به چهره ديگران ، بويژه والدين و محترمين ، با چشماني نيمه باز و نگاهي پخش شده بنگريم و در چشمان آنها خيره نشويم.

96.     مستحب است كه وقتي با ديگران دست مي دهيم و مصافحه مي كنيم ، تا آنها دستشان را نكشيده اند ، ما دستمان را نكشيم.

97.     مستحب است وقتي به مهماني مي رويم ، جايي بنشينيم كه بر اهل خانه ميزبان و محل رفت و آمد آنها مسلط نباشيم.

98.     سبقت گرفتن در جاده دو طرفه حرام است ، مگر اينكه اطمينان صد در صد پيدا شود كه خطري وجود ندارد.

99.     واجب است كه مرجع ديني ، قبل از طرح سوال از طرف مردم ، در همه زمينه هاي دنيايي و آخرتي مبتلابه مردم اظهار كند و فتوا بدهد.

100.   حرام است كه مانع اظهار نظر كردن افراد در هر زمينه اي بشويم ، هرچند بر خلاف واقع باشد و بر مسئولان فرهنگي واجب است كه پاسخ مستدل شبهات را با همان شيوه گفتاري بدهند.

101.       محروم كردن افراد از هر نوع حقي به خاطر اظهار نظر ، هرچند مغرضانه ، حرام است.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.  واجب است كه مربيان مدرسه از خشونت و بد اخلاقي بدور باشند و در صورت بروز چند ناهنجاري از طرف آنان ، حرام است به كار خود ادامه دهند.

3.  دخالت مستخدمين و كارگران مدرسه در امور آموزشي و تربيتي حرام است و مدير آن واحد آموزشي مسئول خواهد بود.

4.  واجب است كه مدير هر واحد آموزشي با نظر و راي مربيان آن واحد آموزشي و توسط اداره آموزش و پرورش استان انتخاب شود.

5.    ملاك نمره در نظام آموزشي مكروه است و واجب است كه كيفيت و كميت آموزشي را با شيوه اي ديگر سنجيده شود.

6.     برگزاري امتحان به شيوه كنوني مكروه است و بايد در طول دوره آموزش اين امتيازها محاسبه شود.

7.  هر نوع عبادتي را اگر براي نشان دادن به مردم انجام دهد باطل است و بايد دوباره به جا آورده شود ، هرچند در بخش كوچكي از آن  خودنمايي كند.

8.  برتري جويي و قيافه گرفتن ، چه به خاطر داشتن امور مقدس مانند ايمان و تقوا و علم و يا امور ديگر مانند مال و مقام و هنر و ... حرام است.

9.  كساني كه برتري جويي مي كنند و قيافه مي گيرند ، حرام است كه كارهاي مديريتي مردم را به آنها بسپاريم.

10.     واجب است كه از ابتداي نماز و ديگر عبادات تا به آخر آنها ، مواظبت كنيم كه حتي يك لحظه هم براي غير خدا  نباشد تا مجبور نشويم كه آن عبادت را مجددا انجام دهيم.

11.            تملق كردن جز براي آموختن علم و دانش ، مكروه است.

12.     مستحب است كه به چيزي كه مي خوانيم و يا به سخنان كسي كه با ما حرف مي زند با شش دانگ حواس گوش كنيم و تمام مطلب را بفهميم.

13.     مستحب است كه پس از شنيدن سخنان ديگران و يا مطالعه يك مطلب ، در باره آن فكر كنيم و با تركيب كردن آن مطالب با معلومات قبلي خودمان ، مطلب جديدي توليد كنيم.

14.            حرام است كه ديگران را اغراء به جهل كنيم و واجب است كه آنها را بر اشتباه و خطاي خود آگاه كنيم.

15.     مستحب است كه نام و مشخصات اصلي دوستان خود را همواره در حافظه داشته باشيم و آنها را با نامي كه بيشتر دوستش دارند صدا كنيم.

16.            افرادي را كه نمي خواهيم با آنها دوست باشيم جايز است كه آنها را با نام كلي اسم ببريم.

17.     بر معلم واجب است كه با چندين زبان و روش ، يك مطلب را به دانش آموز بگويد تا مطلب در حافظه اش جايگزين شود.

18.     مستحب است كه معلم از دانش آموز بخواهد كه مطلب گفته شده توسط معلم را با زبان و ادبيات خود دانش آموز تكرار كند.

19.     واجب است بدانيم كه انسان ارزشمند ،كسي است كه اهل فكر و انديشه باشد و خودش براي امور زندگي اش به تدبير و تفكر بپردازد نه اينكه گوش به حرف ديگران باشد.

20.     مستحب است درسهاي آموخته شده با يك نفر ديگر مباحثه شود و هر كدام براي ديگري بازگو نمايد تا به خوبي در ذهن بماند.  

21.             

22.             

23.            مستحب است به جاي تجربه كردن ، از تجربيات ديگران استفاده كنيم و آنها را در زندگي به كار بگيريم.

24.             

25.     مستحب است كه انسان راز دل خود را به ديگران نگويد ، مگر دوستان مطمئن و آن هم  نه همه رازهاي خود را.

26.     مستحب است كه انسان آشنايان كمتري داشته باشد تا زمان بيشتري براي ساختن خود در اختيار او باشد.

27.            مستحب است كه با انسانها ، جر و بحث نكنيم و با حد اقل كلمات ، آنها را متقاعد به سكوت كنيم.

28.            مستحب است سه چيز را در زندگي كم كنيم ، خواب و خوراك و معاشرت با افراد.

29.     مستحب است اگر سه بار يك دوست از ما رنجيد و برخوردي ناشايست با ما نكرد ، او را به دوستي برگزينيم و گرنه او را از جرگه دوستان خارج كنيم.

30.            مكروه است كه حتي در يك مورد ، كار خود را بر دوستان تحميل كنيم.

31.             

32.            برخورد كردن با منتقدين ، هركس كه باشد و از هركس كه باشد ، حرام است.

33.     مستحب است كه توجه ما هميشه به بديهايمان باشد تا آنها را به خوبي تبديل كنيم و به خوبيهاي ديگران باشد و به عيوب ديگران كاري نداشته باشيم.

34.            قضاوت كردن در مورد ديگران ، بدون توجه به همه جوانب و شنيدن سخن آنها حرام است.

35.            براي كسي كه نتواند خود را از تكبر كردن كنترل كند ، پوشيدن لباس نو و فاخر مكروه است.

36.            مستحب است با بي ادبان با سكوت مقابله كنيم.

37.     رياست طلبي حرام است و كسي كه براي رياست دست و پا مي زند ، حرام است كه مديريت به او سپرده شود.

38.            اگر به كسي علاقه نداريد با او معاشرت نكنيد اما حرام است كه اورا بدنام كنيد.

39.            مستحب است انسانها را همانطور كه هستند بپذيريم و نه اينكه برايشان خط و نشان بكشيم و معيار درست كنيم تا سر فرصت با آنها به توافق برسيم.

40.     واجب است انسان با همه يك جور باشد و همه را با يك چشم بنگرد و در مقام قضاوت و كيفر با كسي بر نيايد.

41.            حرام است كه انسان براي امور مادي غم بخورد ، زيرا اينها در سرنوشت اساسي انسان دخالت ندارند.

42.             

43.     مكروه است كه به وضع ديگران به خاطر كثرت اموالشان حسرت بخوريم ، زيرا مال فراوان ، گناه فراوان هم به همراه دارد.

44.            مكروه است كه ديگران را به رودرواسي ( رو در بايستي) بيندازيم و ماخوذ به حياء كنيم.

45.            ياري نكردن افراد مظلومي كه از ما كمك مي طلبند ، حرام است.

46.            بر حاكميت واجب است كه در راه ماندگان و بي خانمانها را جمع آوري و پناه بدهد.

47.     بر حاكميت واجب است كه امنيت اجتماعي و رواني و اقتصادي و ... براي همه شهروندان به طور مساوي تامين كند.

48.     بر كارفرما حرام است كه كاري غير از وظيفه اصلي كارگران و كارمندانش بر آنها تحميل كند ، مگر با رضايت كامل آنان و پرداخت حق الزحمه متعارف.

49.     بي توجهي و اهانت كارفرما به شخصيت و حرمت افراد تحت مديريت خود ، حرام است و در چنين صورتي صلاحيت مديريت آن واحد صنفي يا اداري را از دست مي دهد و درصورت قائم به شخص بودن آن ، تعطيل مي شود.

50.            حد اقل هفته يك بار براي عبادت و آموختن مسايل دين ، رفتن به مسجد واجب است.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.     تدريس مسائل اخلاقي براي كسي كه خود متخلق به اخلاق نيست ، مكروه است.

3.  آموختن مسائل عقيدتي و اخلاقي و احكام عملي بتدريج و با حفظ مراتب اهميت به فرزندان خود از زماني كه مميز مي شوند ، يعني سن 5-6سالگي  واجب است.

4.  تقويت و تبعيت كردن از روحانيوني كه اهل دنيا هستند و به مقام و مال و منال خود اهميتي بيش از دين مي دهند ، حرام است.

5.     پوشيدن لباس روحانيت براي كساني كه مردم با ديدن آنها به ياد خدا و معنويت نمي افتند ، حرام است.

6.     پوشيدن لباس روحانيت براي كساني كه به درجه اجتهاد نرسيده اند ، مكروه است.

7.  سوء استفاده كردن از لباس روحانيت ، هرچند فقط براي يك بار ، حرام و واجب است كه چنين فردي خلع لباس شود.

8.     تظاهر و ريا براي روحانيون حرام و موجب خلع لباس روحانيت مي شود.

9.  تحصيل بيش از ده سال در حوزه حرام است و واجب است كه در اين مدت به تناسب طبيعي رشد علمي كرده باشد.

10.     ذكر گفتن در حضور ديگران براي نشان دادن به انسانها حرام و ذكر گفتن بدون توجه به آنها مكروه است ، مگر اينكه ذكر قلبي باشد و كسي متوجه نشود.

11.            رفتن به مسجد براي معروف شدن و جلب قلوب ديگران و رسيدن به جاه و مال حرام است.

12.            رفتن به مسجد براي بيرون رفتن از تنهايي و ديدن افراد مكروه است.

13.     رفتن به مسجد براي تقويت معنويت خود و ديگران و دوري از رذايل اخلاقي و ياري ديگران بدون چشمداشت مادي و معنوي دنيايي و از بين بردن هواي نفس و ايجاد اخلاق خداپسندانه و دوري از مظاهر و مفاسد دنيايي ، مستحب است.

14.            خود را در معرض انتخاب به عنوان مسئولين امور مسجد قرر دادن مكروه است.

15.     هزينه كردن در كارهاي مسجد به اين اميد كه مورد توجه قرار بگيرد و نقش بيشتري در اداره مسجد بر عهده او بگذارند ، حرام است.

16.     بر امام جماعت حرام است كه كساني را براي اداره كارهاي مسجد برگزيند كه اهدافي غير خدايي در نزديك شدن به او دارند.

17.     واجب است كه كارهاي مسجد را كساني بر عهده بگيرند كه از نظر تقوا و ديانت و اخلاق و مردمداري ، نزد اكثريت نمازگزاران بهترين افراد باشند.

18.            حضور و دخالت پايگاه بسيج در مسجد در زمان صلح حرام است.

19.            ايجاد و انجام كارهاي اقتصادي در مسجد توسط امام جماعت و يا مسئولان مسجد حرام است.

20.            حرام است كه مسجد را بيش از حد عادي تزيين و چراغاني كنند.

21.            مكروه است كه منبر بيش از يك متر و نيم بلندتر باشد.

22.            واجب است كه مسجد همواره تميز و معطر و در عين حال ساده باشد.

23.            آويزان كردن و نصب پارچه و چسباندن نوشته بر ديوارهاي داخلي مسجد مكروه است.

24.            صحبت كردن از امور دنيايي و بدي انسانها و جر و بحث كردن در مسجد حرام است.

25.     واجب است كه در مسجد با كودكان مهربانتر باشيم و با مسامحه و روي خوش ، آنها را به رعايت نظم و آداب ديگر فرا بخوانيم.

26.       واجب است كه همچنان كه در حج همه يكسان هستند و شان خاصي براي كسي در نظر گرفته نمي شود ، در مسجد هم بايد شئونات مادي و اجتماعي و غيره را فراموش كرد.

27.     واجب است كه براي انتخاب جامعه مدرسين ، همانند انتخابات رسمي ديگر در بين طلاب تمام كشور انتخابات برگزار شود.

28.     مدير حوزه علميه واجب است كه توسط جامعه مدرسين منتخب روحانيون سراسر كشور به مدت 5 سال برگزيده شود.

29.     واجب است كه هزينه هاي حوزه علميه توسط حكومت تامين شود ، اما حرام است كه حوزه به عنوان طفيل و تابع حاكميت باشد.

30.            تعظيل كردن روزنامه ها حرام است ، مگر اينكه اصول مسلم اسلام را نغض كند و بر آن اصرار داشته باشد.

31.     واجب است امكانات اوليه راه اندازي نشريه و يا هر نوع رسانه جمعي ديگر را در اختيار همگان بالسويه قرار داده شود.

32.     دروغگويي بر همه مردم بخصوص بر دولتمردان حرام است و باعث از بين رفتن صلاحيت ادامه كار آنان مي شود.

33.     واجب است كه نيروهايي از حاكميت كه مظهر قدرت نظام مي باشند ، مانند دادگاهها و نيروهاي نظامي و انتظامي ، اطلاعات و ... با كمال حساسيت و نرمي با مردم برخورد كنند و انجام دادن كاري كه بي جهت مردم را بترساند حرام است و مباشر آن كار واجب است كه از كار بركنار شود.

34.     عدم رعايت نوبت در صفها حرام است و اگر از مسئول آن واحد ، اين كار سر بزند ، واجب است كه پروانه كارش باطل شود.

35.     فروختن جنسي كه مرغوب با نامرغوب آن مخلوط شده به نام جنس مرغوب حرام است و تمام آن پول حرام مي شود.

36.     واجب است كه جنس مرغوب و جنس نامرغوب از يكديگر تفكيك شود و به تنهايي و اطلاع رساني كامل به مشتري فروخته شود.

37.     واحد تجاري و صنفي كه حد اكثر سه بار تقلب و خلاف كاري در آن ديده شود ، واجب است كه تعطيل گردد.

38.            فروختن كالاي تاريخ مصرف گذشته حرام است.

39.     دستكاري در ترازو و كم فروشي و كم كاري و اهمال كاري و كمتر از حد نصاب تحويل صاحب كار دادن حرام است و تمام اجرت آن حرام مي شود.

40.     در جمع كردن كامپيوتر و ديگر دستگاههاي الكترونيكي ، استفاده از قطعاتي نامرغوب يا كار كرده و بر خلاف سفارش مشتري حرام است.

41.            استفاده از مارك شركتهاي معتبر بر روي كالاهايي كه ساخت آن كارخانه  نيست ، فريب و حرام است.

42.     جعل كردن اسكناس و اوراق بهادار و نيز خريد و فروش آنها و استفاده از آنها حرام است و تمام افراد دخيل در آن اموالشان حرام مي شود.

43.            جلوه دادن به كالاها براي جلب توجه بيشتر مشتري ، مكروه است.

44.            با عجله راه رفتن بدون دليل موجه ، مكروه است.

45.            گذاشتن تمام پول و مدارك خود در يك جيب مكروه است.

46.     پهن كردن بساط دست فروشي در پياده روهاي كم عرض كه براي مردم مزاحمت ايجاد مي كند ، حرام است.

47.            دست فروشي توسط زنان و كودكان مكروه است.

48.            كارچاق كني حرام است.

49.            همكاري با مربيان مدرسه در كارهاي تربيتي و آموزشي و عمراني مدرسه مستحب است.

50.     مطالبه پول از طرف مربيان مدرسه بدون موافقت و تعيين مقدار آن  به صورت عمومي از طرف مسئولان بالاتر ، حرام است.

51.            تنبيه بدني با هر بهانه اي از طرف مربيان مدرسه ، حرام است و موجب تعزير و حد مي شود.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.     اعمال حسادت بويژه از جانب دانشمندان بر عليه افراد ، بخصوص بر عليه دانشمندان ديگر حرام است.

3.     احساس حقارت در مقابل خدا و اولياء خدا مستحب و در مقابل ديگران ، بويژه براي امور دنيايي حرام است.

4.  دست روي دست گذاشتن كه اوضاع عقيدتي و اخلاقي و مادي و حكومتي خود به خود درست شود ، حرام است.

5.     مايوس شدن از تغيير اوضاع و افسردگي حرام است.

6.  واجب است بدانيم كه هر تغييري كه بخواهيم در هر جهتي ، قادر به انجامش هستيم و هيچ مانعي جز تصميم و همت خودمان در آن دخالت ندارد.

7.     حرام است كه خدا را مقصر در زندگي خود و جامعه خود بدانيم و فكر كنيم بدون خواست ما كاري كرده است.

8.  واجب است بدانيم كه خداوند ، هرگز كاري را بدون خواست ما براي ما انجام نمي دهد و هر چه بشود ، نتيجه خواست ماست كه با قدرت خدايي كه در اختيار ما گذاشته است انجام مي گيرد.

9.     كسي كه سخن جديدي نمي تواند ارائه دهد ، حرام است كه در مسند مقدم جامعه قرار بگيرد.

10.     كسي كه خودش از سخن و انديشه خود ، في البداهه لذت نمي برد و اين لذت را هم در شنونده حس نكند ، حرام است كه در آن جايگاه قرار بگيرد.

11.     كسي كه براي اشغال يك مسند ، دست و پا ميزند و خودش به دنبال مسند مي رود ، حرام است كه در آن مسند قرار بگيرد.

12.            مكروه است كه خود را در معرض مسند و مقام قرار دهيم.

13.            غنج و شادي كردن به خاطر تكيه زدن بر يك مسند ، مكروه است.

14.            تغيير اخلاق و رفتار و روش ، بعد از رسيدن به يك مسند ، حرام است.

15.            دست و پا زدن و به هر وسيله اي متوسل شدن براي حفظ مسند ، حرام است.

16.            فرار كردن از مسند و مقام ، مستحب است.

17.            تصنع به فرار از مقام ، حرام است.

18.            عمل نكردن به علم ، براي كساني كه داراي آن علم هستند ، حرام است.

19.            بي برنامگي كه نتيجه آن بر هدر دادن عمر خود يا افراد ديگر باشد ، حرام است.

20.             دلخوش بودن  به خود مقام و مسند ، بدون توجه به نتيجه و برونداد آن حرام است.

21.            انجام كاري كه ثمره اش به گونه اي واضح مشخص نباشد ، حرام است.

22.     منتظر شدن كه دستي از غيب برون آيد و براي ما  در جهت عقيدتي و اخلاقي و مادي كاري بكند ، حرام است.

23.            ديگران را واجد صلاحيتهايي ذاتي و بيشتر از خود و ديگران دانستن ، حرام است.

24.            خود را استثنايي و بيشتر از ديگران دانستن ، حرام است.

25.            براي خود حقي بيشتر از ديگران ، با هر توجيهي دانستن حرام است.

26.            حرام است كه ديگران را داراي نقص معرفي كنيم تا خود را بدون عيب نشان بدهيم.

27.            مستحب است كه در مقابل ديگران ، با خواست خودمان كم بياوريم.

28.            مستحب است ، اگر در مقابل ديگران ، كم آورديم ، به آن اعتراف كنيم.

29.     در مقابل كساني كه از كم آوردن ما سوء استفاده مي كنند ، مكروه است كه كم بياوريم و مستحب است با پيچاندن آنها ، كم آوردن خود را بپوشانيم.

30.            حرام است كه ديگران را بي جهت ضايع كنيم.

31.            واجب است كه از افرادي كه بي جهت ضايع شده اند ، دفاع كنيم.

32.     مستحب است كه اگر به جا ضايع شديم ، خدا را شكر كنيم و اگر بي جا بود و از جواب عاجز مانديم ، صبر كنيم و بدانيم كه صبر ، شخصيت را پرورش مي دهد.

33.            ضايع كردن خطاكاران مصر و افراد جسور و توهين كننده ، به اندازه ضروي مستحب است.

34.     در هر موقعيتي ، واجب است كه فرد كارآمدتر از نظر علم و مديريت و مردمداري و شناخت روابط و مقبولتر از نظر شخصيت ، عهده دار مديريت اجتماعي شود.

35.     همكاري كردن و سپردن مديريتهاي جامعه به كساني كه امر بر آنها مشتبه شده است و فكر مي كنند ، دارند كاري خوبي مي كنند ، حرام است و راه شناخت آن اين است كه اكثريت مردم آنها را با طيب خاطر نپذيرند و با آنها تعارف دارند.

36.      حفظ كردن حالتي خاص براي خود كه به هرچيزي با آن فيلتر خاص عكس العمل نشان بدهد ، مكروه است.

37.     مستحب است كه خود را از هر قيد و بند و فيلتر روحي و شخصيتي در برخوردهاي اجتماعي جدا كنيم و طرف ما  هر كه باشد ، بدون پيشداوري و بلكه با حسن ظن با او مواجه شويم.

38.            تقليد كردن از امور ظاهري و عادي افراد ، مكروه است.

39.            تاثير كثرت و قلت مريدان و شاگردان و افرادي كه مي شناسند بر روحيات انسان حرام است.

40.               احترام به افراد صرفا به خاطر شهرت و نام آنان حرام است.

41.             توقع احترام داشتن از ديگران حرام است.

42.            پرداختن به مسايل اخلاق فبل از عقايد و پرداختن به احكام عملي قبل از اخلاق حرام است.

43.     توجه به فقه و احكام عملي به عنوان دروس اصلي و قرار دادن عقايد و اخلاق به عنوان دروس جنبي و غير اصلي حرام است.

44.      برگزاري دروس خارج فقه و احكام عملي قبل از رساندن جامعه به حد نصاب عقيدتي بر اثر دروس خارج عقيدتي و اخلاقي ، حرام است.

45.            اصرار بر حفظ روشهاي قديمي در اموري كه مشمول زمان و مكان مي شوند ، حرام است.

46.            انجام ظاهر واجبات بدون توجه به روح آنها حرام است.

47.      انجام هر كاري اعم از عبادي و غير عبادي ، كه هدف از آن منزلت پيدا كردن نزد انسانها براي امور شخصي خود باشد ، حرام است.

48.             

49.            شاد شدن از غمهاي ديگران حرام است.

50.     بدگماني در برخورد اول بدون دليل بر  انسانها مكروه و اگر باعث اختلال در امور زندگي خود يا ديگران شود حرام است.

51.            تدريس مسائل عقيدتي براي كسي كه خودش به آنها اعتقاد راسخ ندارد ، حرام است.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.     قهرمان تراشي و فضا سازي براي طرح افراد حرام است.

3.     تخيل شان خاص و شامخ براي نشان دادن به ديگران براي خود يا افراد ديگر حرام است.

4.  محدود كردن نشر افكار و فعاليت احزاب و گروهها جز در چارچوب اصول مسلم اسلام حرام است و اصول مسلم اسلام آن است  كه به انكار خدا و پيامبر و ائمه و قيامت  و تكذيب آنها نينجامد.

5.  واجب است زمينه هر نوع برداشتي از احكام اسلام را تا آنجا كه به اصول مسلم اسلام لطمه نزند آزاد بگذاريم.

6.  حرام است كه مانع آزادي ديگران شويم مگر اينكه مزاحم آزادي ديگران باشند يا اصول مسلم اسلام را نغض كنند.

7.     تجاوز به حريم آزادي ديگران و نغض اصول مسلم اسلام حرام است.

8.     برخورد با افكار و نظريات جديد جز با سلاح فكر و گفتگو حرام است.

9.     پليسي وامنيتي كردن  فضاي جامعه جز در زمان جنگ حرام است.

10.            كنترل محيط اجتماعي با روشها و نيروهاي نظامي و انتظامي مكروه است.

11.            اعمال زور براي رعايت موازين اخلاقي و اعمال مستحب حرام است.

12.            رعايت حرمت انساني افراد ،  حتي يك نفر واجب است.

13.            از آنجا كه نظام اسلامي براي تربيت انسان پايه گذاري مي شود ، حرام است كه فرد را فداي نظام كنيم.

14.            قدرت فساد آور است و حرام است كه بيش از يك مسئوليت مهم به يك نفر داده شود.

15.            مستحب است كه در امور فرهنگي و توليدي و ... فضاي رقابتي ايجاد شود تا زمينه پيشرفت فراهم گردد.

16.     برخورد حاكميت با نشريات به خاطر گفتن واقعيات و تحليل و گزارش حرام است و فقط در محدوده قانون و با تشريفات قانوني مي توانند برخورد كنند.

17.     واجب است كه رهبر و مسئولين به همه سوالات مردم و خبرنگاران بدون گزينش سوال پاسخ قانع كننده بدهند.

18.            ايجاد هر نوع محدوديت مستقيم و غير مستقيم براي جلوگيري از نشر افكار و اخبار حرام است.

19.            استفاده مسئولين از امكاناتي فراتر از امكانات مردم عادي حرام است.

20.     در نگاه اول همه انسانها محترمند مگر اينكه كسي در دادگاه صالح محكوم شود و به همان اندازه محكوميت هم بايد مجازات شود ، هر نوع توهين و مجازات ديگر حرام است.

21.            در زمان صلح انجام خدمت سربازي جز سه ماه آموزشي حرام است.

22.     هنگام بروز جنگ ، دفاع از كشور بر همه مردم واجب است و كسي كه در اين راه كشته شود ، اگر براي حفظ نظام اسلامي به جنگ رفته باشد ، شهيد است.

23.            به كار گرفتن افراد براي كارهاي لغو و سر كاري حرام است.

24.            بيمه كردن همه افراد جامعه از نظر درماني و تامين اجتماعي بر حاكميت واجب است.

25.            توهين مافوق نظامي به پايين دست خود حرام است و رد جواب بر فرد پايين دست واجب است.

26.            سان ديدن از نيروهاي نظامي ، جز در موقعيت ويژه  و توسط فرمانده مستقيم نظامي مكروه است.

27.            تبعيض حقوقي و امكانات جز در رتبه و مدرك علمي و سابقه كار در ادارات مختلف حرام است.

28.            انجام مزايده و مناقصه با ساز و كارهاي غير واقعي و تقلب حرام است.

29.            ايجاد شغل جديد و كم فايده و صوري براي به كار گيري افراد بيشتر حرام است.

30.     مستحب است كه هر كدام از افراد جامعه فرض كند كه خودش رهبر كشور است و رهبر كشور هم فرض كند كه يكي از افراد عادي كشور است.

31.            ديكتاتوري و اعمال نظر شخصي  رهبر حرام است.

32.            اخم كردن و برخورد نامهربانانه حتي با يك نفر از طرف رهبر حرام است.

33.            بي اعتنايي رهبر به افراد ، هرچند يك نفر بدون دليل حرام است.

34.            حفظ و ايجاد ابهت خاص و تصنعي براي رهبر در مقابل مردم حرام است.

35.     حرام است كه توسط رهبر و اطرافيانش فضايي ايجاد شود كه مردم احساس سنگين و غير سيال بودن فضا را بكنند.

36.            واجب است كه مردم با رهبر احساس راحتي كنند و ترس و طمع در آنها ايجاد نشود.

37.            حرام است كه رهبر خود را با جلال و جبروت و با شكوه به مردم نشام بدهد.

38.            واجب است كه رئيس قوه قضائيه از طرف حوزه منصوب شود.

39.            واجب است كه فقهاي شوراي نگهبان از طرف حوزه منصوب شوند.

40.            دخالت مدير حوزه در امور اجرايي حرام است.

41.            دخالت حكومت در تعيين و تقويت و تضعيف مراجع حرام است.

42.     واجب است كه حوزه به عنوان ريشه و پشتوانه و مادر حكومت تلقي شود ، اما در امور اجرايي به صورت مستقيم دخالت نكند.

43.            حرام است كه پليس به گونه اي باشد كه وقتي مردم او را ببينند ، بترسند.

44.            واجب است كه پليس به گونه اي باشد كه وقتي مردم او را ببينند ، احساس آرامش و امنيت كنند.

45.            مستحب است در جاده اي كه خطر فريب و راهزني وجود ندارد ، به رانندگان در راه مانده كمك كنيم.

46.     بي تفاوتي در مقابل ستم ستمگران ، نسبت به هركسي كه باشد و هرمقدار كه باشد و هركجا كه اتفاق بيفتد ، حرام است و شريك جرم خواهد بود.

47.     مستحب است كه بزرگترها را بمانند پدر و مادر و كوچكترها را همانند فرزندان خود و همسالان را همانند برادر و خواهر خود بدانيم و هر آنچه براي اينها بپسنديم يا نپسنديم ، براي آنها هم همانگونه عمل كنيم.

48.     كسي كه نتواند يا نخواهد كه مردم را با حقيقت اسلام آشنا كند ، حرام است كه در مسند هدايت جامعه قرار بگيرد.

49.     ارائه كردن آموزشهاي تكراري كه همه به آن واقفند و فايده معتنابهي براي شنونده ندارد ضايع كردن عمر و حرام است.

50.            پرداخت پول به افراد ، بويژه متشخصين ، با شيوه اي توهين آميز ، حرام است.

51.             نشستن پاي صحبت و سخنراني افراد ، فقط به خاطر شهرتشان ، مكروه است.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.      نگاه به هر زني ، جز با نگاهي كه به ناموس خود مي نگريم ، مكروه است.

3.  حرام است كه تعميركار يا فروشنده به مشتري دروغ بگويد يا او را بترساند كه پول بيشتري نصيب او يا همكارانش شود و ضامن همه هزينه هايي خواهد بود كه بر مشتري بي جهت تحميل كرده است.

4.   بر اهل حرفه و تخصص حرام است كه در شغل خود خيانت كنند و براي بدست آوردن پول بيشتر و سركيسه كردن مشتري ، واقعيت را برخلاف واقع نشان بدهند و ضامن همه هزينه هايي هستند كه اضافه بر تعرفه واقعي از مشتري گرفته اند و بايد در دنيا و آخرت پاسخگو باشد.

5.   اهمال كاري در ارائه خدمات حرام است و هر نوع ضرر و زياني كه از اين بابت بر مشتري وارد مي شود در دنيا و آخرت بر عهده مسئول آن كار خواهد بود.

6.   بر مسئول ارائه خدمات واجب است كه مشتري هر كه باشد ، بگونه اي كار او را راه بيندازد كه گويي براي بستگان درجه اول خود كار مي كند.

7.   مسئول ارائه خدمات در هر رشته اي كه هست ، واجب است بداند كه اگر در حرفه خود اهمال كاري نكند و پولي بيش از تعرفه واقعي از مشتري نگيرد ، خداوند  در مال و فرزندان و عمر و زندگي اش بركت فراوانتري خواهد داد كه از پولي كه بي جهت  و در اثر اهمال كاري از مشتري مي گيرد.

8.   مسئول ارائه خدمات در هر صنفي واجب است بداند كه خداوند از همه چيز آگاه است و اگر در كارش خيانت و اهمال كاري كند به گونه اي كه ضرر به مشتري برسد يا مجبور شود كه دوباره بي جهت به آن مسئول مراجعه كند ، همان قضيه هم در جايي ديگر بر سر او خواهد آمد  ، زيرا خداوند عادل است و جهان را بر حق آفريده است ، ضمن اين كه ضامن اموال اضافي است كه مشتري هزينه كرده است.

9.   واجب است كه صاحبكار ، حقوق كارگرش را كامل و مطابق عرف ديگر كارگران بپردازد و گرنه در مقدار پولي كه از حد متعارف كمتر مي دهد ضامن است  و تصرف در آن حرام است.

10.      مسئول هر كاري در حرفه خود امين است و اگر خيانت كند ، اموالي كه از اين راه به دست مي آورد حرام است و زندگي اش در اثر خيانت دچار مشكلات فراوان مالي و غير مالي مي شود.

11.      بر دولت واجب است بر مكانهايي كه بايد به مردم خدمات ارائه كنند ، نظارت دقيق داشته باشد و با مشاهده فقط يك مورد خيانت و تخلف و بد اخلاقي با مشتري ، آن را پلمب و از ادامه كارش جلوگيري كند.

12.      همه بايد بدانند كه هميشه حق با مشتري است و فراهم كردن آسايش براي مردم واجب است ، بنا بر اين ايجاد نگراني براي مشتريان حرام است و مصداق بر هم زدن امنيت رواني جامعه محسوب مي شود و بر حاكميت واجب است كه از فتنه و عوامل ايجاد اختلال در جامعه جلوگيري كند.

13.      گران فروشي حرام است  و فروشنده كالا و خدمات در مقدار پول اضافه اي كه مي گيرد ضامن است و بر دولت واجب است كه آن واحد صنفي  را به ديگري با قيمت عادله واگذار كند.

14.      دادن جنس تقلبي به جاي جنس اصلي حرام است و فروشنده در مبلغ اضافه آن مسئول است و بر دولت واجب است كه واحد صنفي متخلف را تعطيل كند.

15.      بر كسي كه از گرانفروشي يك واحد صنفي مطلع است ، واجب است كه مراتب را به مسئولين در اولين فرصت اطلاع دهد و بر مسئولين هم واجب است كه به سرعت رسيدگي كنند و نتيجه را به صورت عمومي اعلام كنند و در صورت عدم رسيدگي و اهمال كاري مسئولين ، ادامه كار مسئول متخلف حرام است.

16.      هر گاه وسيله اي را براي تعمير به تعميركاري مي سپارند ، واجب است كه علاوه بر تعمير مورد مراجعه ، ديگر قسمتهاي آن را هم بازديد كند و از سلامت آنها مطمئن گردد و حرام است كه هزينه اي اضافي روي دست مشتري بگذارد.

17.      مستحب است كه تعميركار و مسئول ارائه خدمات و فروش كالا ، توصيه هاي لازم را به مشتري در مورد كالا و خدمات مورد نظر ارائه كند.

18.             تعريف كردن از كالا و خدمات خود بيش از آنچه كه هست براي جلب نظر مشتري ،  فريب و حرام است.

19.             عيب گذاشتن روي كالا و خدمات ديگران حرام است.

20.             آميختن كالا و خدمات مرغوب با كالا و خدمات نامرغوب حرام است و تمام پول را شبهه ناك مي كند.

21.             داخل شدن در معامله ديگران مكروه است.

22.      اطلاع رساني در معاملاتي كه يقين داريم يكي از دو طرف معامله فريب خورده است واجب است و اگر اقدام نكنيم ، مسئوليت آن بر عهده ما خواهد بود.

23.             گرفتن سودي بيش ار ده درصد قيمت كالا از مشتري مكروه و بيش از بيست درصد حرام است.

24.      تلف كردن وقت و سر دواندن در ارائه خدمات براي اينكه مشتري متقاعد شود كه فروشنده ، زحمت زيادي كشيده و زمان زيادي صرف كرده است ، فريب و حرام است.

25.      خوشرفتاري و احترام به مشتري براي جلب نظر او كه هميشه براي خريد و گرفتن خدمات مراجعه كند مكروه است.

26.             واجب است احترام و رفتار خوب با مشتري به خاطر حرمت انساني او باشد نه چيز ديگر.

27.      برخورد خشونت آميز و غير مودبانه مسئولان انتظامي در هر رده اي حرام و حق قضاوت و اجرا ندارند و در اين صورت صلاحيت  عامل سوء رفتار از بين مي رود و ادامه كارش حرام است.

28.             

29.              سر به سر مردم گذاشتن براي تفريح و خنده حرام است.

30.     بر همه مسئولان مملكتي از بالا تا پايين واجب است كه به افراد ملت به چشم ارباب بنگرند و نه به چشم رعيت و در غير اين صورت صلاحيت خود را از دست مي دهند.

31.     بر همه مسئواتن مملكتي واجب است كه سيره عملي امام خميني را  در احترام گذاشتن به مردم و دلسوزي نسبت به آنان را سرلوحه كار خود قرار دهند و تخطي از مرام امام خميني بر مسئولين حرام است.

32.            بر حاكميت حرام است كه مانع  بروز استعدادهاي افراد ملت شوند.

33.            واجب است كه حكومت در كاري نفع مردم را مد نظر داشته باشد.

34.            استفاده كردن از امكانات عمومي مملكت به نفع فرد  يا گروهي خاص حرام است.

35.     تاييد يا تكذيب فرد يا گروهي خاص فقط با اين دليل كه حاكمان چنين مي خواهند حرام است و واجب است كه تاييدها و تكذيب ها بر اساس حكم مراجع قضايي باشد.

36.            دخالت رهبر در اموري كه متولي خاص دارد و قانون آن را مشخص كرده است حرام است.

37.            اعمال تبعيض توسط رهبر نسبت به افراد يا گروهها و يا شخصيتها حرام است.

38.            تاييد و تكذيب افراد و گروهها توسط رهبر بدون دليل موجه حرام است.

39.            انتقاد و پيشنهاد نسبت به رهبر به طور عمومي مستحب است.

40.            تعريف و تمجيد از رهبري مكروه است.

41.     بر رهبر واجب است كه  در انتصاب افراد  به مسئوليت  از همه گرايشها به طور مساوي و عادلانه استفاده كند.

42.            بر رهبر واجب است كه بيش از ديگران قانون را رعايت كند.

43.            بر رهبر حرام است كه در امور حوزه علميه دخالت كند.

44.            واجب است كه حوزه مستقل از حاكميت اداره شود.

45.            واجب است  كه نهادهاي تبليغي و معنوي زير نظر حوزه اداره شوند.

46.            دخالت كردن رهبر در امور قضايي حرام است.

47.            دخالت رهبر در امور  ماوراي قانون حرام است.

48.      تاييد و رد صلاحيت كانديداهاي مجلس خبرگان توسط شوراي نگهباني كه مجتهدينش توسط رهبر تعيين مي شوند دور و حرام است.

49.            سرسپردگي و تبعيت  حوزه علميه از رهبر حرام است.

50.            دخالت نظاميان در كارهاي سياسي حرام است.

51.            دادن امتيازات مادي به خاطر كارهاي معنوي حرام است.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط محمدايوب كاظمي  | 

1.      

2.      رياست فردي كه مفتون داشته هاي مادي يا معنوي خود باشد ، حرام است.

3.      رياست فردي كه ولع و دلبستگي بر رياست داشته باشد ، حرام است.

4.   واجب است كه رئيس زودتر از ديگران يا همزمان با آنها در محل كارش حاضر شود و ديرتر از ديگران يا همزمان با آنان هم از محل كار خارج شود.

5.   عالماني كه با سخن و عملشان ، مردم را مي ترسانند و از رحمت خدا مايوس مي كنند ، حرام است كه مقتداي مردم  قرار بگيرند.

6.      حرام است كه سطح زندگي مادي عالمان ديني از سطح زندگي اقشار متوسط جامعه بالاتر باشد.

7.   واجب است كه كانديداهاي مجلس خبرگان رهبري را حوزه علميه كه نهادي مستقل از حاكميت است تعيين صلاحيت كند.

8.  واجب است كه ديگران را به كارهاي شايسته وادار كنيم و از كارهاي ناشايست باز بداريم ، هرچند خودمان اهلش نباشيم.

9.       بي تفاوتي در مورد واجبات قطعي و محرمات قطعي خداوند حرام است.

10.      درگير شدن با دشمني كه از نظر امكانات و موقعيت قويتر از ماست و در يك محاسبه طبيعي شكست با ما خواهد بود ، حرام است و مصالحه و عدم درگيري واجب است

11.     مستحب است كه به زنان نامحرم با چشم پاك و از روي احترام به مقام مادر و كدبانوي خدا بنگريم در غير اين صورت نگاه اول بي اشكال و نگاه دوم يا ادامه نگاه اول مكروه و نگاه سوم يا ادامه نگاه دوم حرام است.

12.             داخل شدن در معامله ديگران مكروه است.

13.             غيبت كردن از افراد در موردي كه هيچ فايده معقولي براي ديگران يا ما ندارد حرام است.

14.       حاكم كردن فضاي رعب و وحشت و رو در بايستي در يك مجموعه كاري اجتماعي و اداري مكروه است و مسئوليت مستقيم آن بر عهده مدير آن دستگاه است.

15.             مكروه است كه كارمندان يك مجموعه اجتماعي ، بي دليل از مديران آن بترسند و مداهنه و تملق كنند.

16.      برخورد بدون دليل محكمه پسند با كارمندان يك واحد اجتماعي از طرف مسئولان آن واحد حرام است و در اين صورت ، صلاحيت مدير از بين مي رود.

17.            رد كردن نظر ديگران بدون دليل يا با دلايل غير منطقي  حرام است.

18.             شنيدن سخناني كه اهانت به انسانها را ترغيب كند ، حرام است.

19.             بدبيني نسبت به خود و ديگران ، حرام است.

20.             مستحب است كه مرد ، ناز همسرش را بخرد و زن هم اقتدار شوهرش را حفظ كند.

21.     مستحب است كه كودكان را با مشكلات ايذايي و طبيعي روبرو سازيم ، بگونه اي كه به نزديك مرز ياس برسند و آنگاه صحنه را به اميد متناسب تبديل كنيم تا شخصيتي شايسته پيدا كنند.

22.      مستحب است انسان بداند كه رفت و آمد و معاشرت با خويشاوندان ، خصوصا با والدين ، عمر و مال و نيكي او را زياد مي كند.

23.      مستحب است كه در برخوردها و احوالپرسي ها ، بيش از طرف مقابل و پر ملات ، از او پرس و جو و دلجويي كنيم و احترام او را به جا بياوريم و كدورتهاي زندگي را از خاطرش بزداييم.

24.             جايز است كه در برخورد با هر انساني تبسم بر لب داشته باشيم.

25.             برگزاري گعده هاي ترك اعتياد ، مستحسن و مستحب است.

26.             بر معتادان واجب است كه در گعده هاي ترك اعتياد شركت كنند.

27.     حسرت خوردن بر افرادي كه داراي ثروت و مكنت و موقعيت شاخص اجتماعي و دنيايي هستند مكروه است و بايد بدانيم كه آنان هرگز از اين امكانات لذت بيشتري نمي برند.

28.       همچنانكه حرام است مردم را از روي آوردن به دين باز داريم ، حرام است كه چهره دين را خشن و سخت و بي منطق نشان دهيم.

29.             تبليغ عليه دين حرام است ، اما بد معرفي كردن دين هم بدتر از آن است.

30.      واجب است كه عالمان ديني در هر 12 سال يك بار آموزه هاي ديني را با توجه به اصول ثابت آن تجديد حيات كنند و مطابق زمان به اجتهاد دوباره آن بپردازند.

31.             مكروه است كه به سوالات جديد نسلها ، پاسخهاي قديمي و مخصوص دوران گذشته داده شود.

32.     واجب است بدانيم كه هر نسلي با نسل قبلي تفاوت دارد و از قدرت هوش و بينش و درك بالاتري برخوردار است و حق دارد كه پاسخهاي دقيقتر و فني تر دريافت كند.

33.             حرام است كه از طرح سوالات مردم ، بويژه جوانان ، در باره هر چيزي كه باشد ، جلوگيري كنيم.

34.      كسي كه از طرح سوالات به هر نحوي كه باشد ، جلوگيري كند ، حرام است كه در مسند مراجعه ديني قرار بگيرد.

35.      واجب است بدانيم كه اسلام ناب كه با آخرين حكم پيامبر(ص) در واقعه غدير رسميت گرفت ، قادر است به تمام سوالات بشريت تا به آخر در باره همه چيز پاسخ درخور بدهد.